سایت تخصصی پایان نامه های دانشگاهی

سایت تخصصی بررسی پایان نامه های دانشگاهی

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

دانلود پایان نامه رشته حقوق: حولات حقوق بین الملل کار از ابتدا تاکنون-

پایان نامه سایت ارشد ها


عنوان کامل پایان نامه :تحولات حقوق بین الملل کار از ابتدا تاکنون

تکه هایی از متن :


4-3-2-تکوین بخش خصوصی

واقعیت آن است که بخش دولتی به ویژه در ایران امکانات و خدمات چندانی را برای حمایت های گوناگون از کارگران در دست ندارد. واقعیت آن است که حمایت های پزشکی در سطح عمومی جامعه ایران نیز با چالش هایی روبروست چه رسد به آنکه در بخش های تخصصی به این موضوع توجه شود. این البته یکی از مشکلات است . در واقع نبود درمان گاه های عمومی و مراکز درمانی و پزشکی برای عموم جامعه اولین چالش است. از سوی دیگر مشکلات نظام حقوق کار را باید به مقوله حاضر افزود. کمبود بودجه هر ساله برای توسعه خدمات و ایجاد سازوکارهای حمایتی از کارگران با مشکل روبرو می سازد از این رو توسعه خدمات برای کارگران از طریق بخش خصوصی است. مردم اگر چه هنوز در ایران برای سرمایه گذاری به بخش دولتی اعتماد بیشتری دارند اما در مقابل کمک های عام المنفعه به نهادهای خصوصی ترغیب بیشتری از خود نشان می دهند و این خود می تواند سنگ بنای احداث و تقویت بخش خصوصی در راستای حمایت از کارگران باشد.

4-3-3-لزوم کاهش حجم تصدی دولت

به طور کلی یافته های پژوهش های مختلف نشان می دهد که این دیدگاه در میان مدیران سازمان های مردم نهاد وجود دارد که این نهادها به دلیل مردمی و خود جوش بودن فاصله زیادی با اقشار مختلف جامعه ندارند و می توانند به عنوان یک واسطه مردمی نقش پل ارتباطی میان اقشار مختلف جامعه و مسئولین حکومت را برقرار نمایند. لذا شایسته است تا دولت با کاهش تصدی گری در امور اجرایی خود در درمان و پیشگیری از آسیب های اجتماعی کارگران فضای بیشتری را برای رشد فعالیت موثر نهادهای غیردولتی فراهم آورد زیرا به طور کلی این دیدگاه در میان نهادهای یاد شده وجود دارد که مداخله دولت به لحاظ دیوان سالاری حاکم بر سازمان های دولتی موجب کندی پیشرفت هر برنامه و دلسردی نیروهای داوطلب می شود. به علاوه به نظر می رسد دولت می بایست در جهت تعامل بهتر با سازمان های غیر دولتی بودجه خاصی را برای آنها در نظر گرفته و با اولویت بندی آسیب های اجتماعی بر دخل و خرج این بودجه نظارت نموده و در مدت زمان معینی گزارش آن را به مراجع ذی ربط جهت کنترل کیفی عملکرد اعلام نمایند.

4-4-حق بر تامین اجتماعی

«تامین» و «اجتماع» دو کلمه تشکیل دهنده تامین اجتماعی است. «تامین» یعنی حمایت در برابر مخاطرات و «اجتماعی» هم رابطه آن را با جامعه از دیدگاه سنتی، تاریخی و جغرافیایی مشخص و آشکار می سازد.(چریگو،63،1386) تامین اجتماعی پیش از آنکه یک شاخه حقوقی باشد، مجموعه ای را تحت عنوان برنامه های اجتماعی به خاطر می آورد. بنابراین تامین اجتماعی صرفا مقررات و ضوابط مربوط به تامین معیشت آینده افراد انسانی نبوده و پیش از همه یک برنامه سیاسی و اجتماعی است.(مجتهدی،27،1388)

وظایف و اهداف تامین اجتماعی را می توان به طور مشخص چنین تعریف کرد:

«تامین حداقل شرایط مناسب زندگی با شان انسان و منزلت انسانی افرادی که به هر علتی به طور کلی یا اتفاقی با نداری و کاهش درآمد مواجه هستند. »

کارگران باید از خدمات مراقبتی دولت و خدمات تامین اجتماعی برخوردار باشند. دولت­ها باید حداکثر امکانات بهداشتی، تسهیلات درمانی و سطح زندگی مناسب را برای وی فراهم کنند و در این راستا باید در جهت کاهش مرگ و میر ;کارگران، مبارزه با سوء تغذیه آنان؛ مراقبت های پیشگیرانه بهداشتی از کارگران ، سالم سازی محیط زیست، واکسیناسیون و... تلاش نمایند و با اتخاذ تدابیر و اقداماتی، حداکثر خدمات بهداشتی و پزشکی ضروری را کارگران فراهم آورند.(مهرا،86،1391)

مطابق قسمتی از اصل 12 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران «بر طرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه های تغذیه و بهداشت...» از جمله وظایف دولت در ایران است. همچنان که مطابق اصل بیست و نهم قانون مذکور «برخورداری از تامین اجتماعی از نظر نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت های پزشکی به صورت بیمه و غیره حقی است همگانی. دولت مکلف است طبق قوانین از محل درآمدهای عمومی و درآمدهای حاصل از مشارکت مردم، خدمات و حمایت های مالی فوق را برای یک یک افراد کشور تامین کند

اصل فوق الاشاره درقانون اساسی که به نحوی از حق بر سلامت  و حقوق پزشکی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حکایت می کند، هیچ گونه دامنه و گستره محدود کننده ای نداشته، شامل همه افراد فاغ از جنسیت، نژاد، زبان و سایر ویژگی های از جمله محکومیت یا عدم محکومیت به مجازات می شود. بدین ترتیب حق بر سلامت و بهره مندی از حقوق پزشکی یکی از اجزای حق سلامت مذکور در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. (غلامی،15،1389)

با مطالعه حقوق کشورهای مختلف و نیز اسناد بین المللی می توان دریافت که بسیاری از سازوکارهای توسعه تامین اجتماعی مرزهای مشترکی با پزشکی دارند. بدین ترتیب می توان حوادثی را که تامین اجتماعی کوشش دارد با آنها مقابله کند و از آثار نامطلوبشان بکاهد یا آنها را جبران کند به ترتیب زیر بر شمرد:

-بیماری و درمان

-بیماری و غرامت

-زایمان و بیماری

-از کار افتادگی

-مرگ

-مسئولیت های خانوادگی و کمک عائله مندی(عراقی،6،1386)

در این راستا ماده 25 اعلامیه جهانی حقوق بشر مقرر می دارد:

 «هر شخصی حق دارد از سطح زندگی مناسب برای تامین سلامتی و رفاه خود و خانواده اش به ویژه از حیث خوراک، پوشاک، مسکن، مراقبت های بهداشتی و خدمات اجتماعی برخوردار شود؛ همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری، بیماری، نقص عضو، بیوگی، پیری یا در تمام موارد دیگری که به عللی مستقل از اراده خویش وسایل امرار معاشش را از دست داده باشد از تامین اجتماع بهره منده گردد. »

چنانکه پیش تر اشاره شد تامین اجتماعی پیش از آنکه یک شاخه حقوقی باشد، مجموعه ای را تحت عنوان برنامه های اجتماعی به خاطر می آورد. بنابراین تامین اجتماعی صرفا مقررات و ضوابط مربوط به تامین معیشت آینده افراد انسانی نبوده و پیش از همه یک برنامه سیاسی و اجتماعی است.(مجتهذی،27،1388)

تکوین تامین اجتماعی برای کارگران می تواند از طریق ایجاد درمان گاه های مستقیم و غیر مستقیم باشد. در شیوه درمان مستقیم موسسه بیمه اجتماعی رأسا درمانگاه، بیمارستان و آزمایشگاه احداث می کند و کارگران  تحت پوشش بیمه را مستقیما می پذیرد و اقدام به معالجه آنها می کند. به این ترتیب بدون استفاده از موسسات درمانی خصوصی و یا دولتی موجود، خدمات مورد نیاز را ارئه می دهد . در اغلب کشورهای جهان سوم به لحاظ محدودیت های پزشکی و بالا بودن نرخ خدمات پزشکی خصوصی از این شیوه استفاده می شود.(طالب،90،1381)

 اما راه حل دیگر استفاده از درمان غیر مستقیم است. در برخی کشورها خاصه کشورهای صنعتی غربی موسسات بیمه به جای ایجاد مراکز درمانی بیمه شدگان کارگر را مجاز می دارند که به موسسات درمانی خصوصی مراجعه کنند و پس از پرداخت کلیه هزینه ها و اخذ رسید وجه آن را پس از کسر قسمتی دریافت دارند. (طالب،90،1381) در ایران این شیوه و به کار گیری آن در مورد کارگران به نظر می رسد مناسب نباشد چرا که به دلیل عدم تناسب بین عرضه و تقاضای خدمات پزشکی و در نتیجه بالا بودن نرخ ویزیت و خدمات پزشکی بخش خصوصی، بیمه شدگان کارگران فقط می توانند به آن گروه از پزشکان و یا موسسات پزشکی مراجعه نمایند که تعرفه مورد نظر بیمه را پذیرفته یا اصطلاحا قبلا بیمه را منعقد کرده باشد. به دلیل زمان بر بودن نیز به نظر می رسد این شیوه نمی تواند پاسخ گوی کارگران دیده باشد.

در میان اسناد بین المللی مواد 23، 24،26 و 27 کنوانسیون حقوق کودک به ضرورت توسعه خدمات پزشکی و تامین اجتماعی برای کودکان اشاره کرده است. این مواد به حق بهداشت اولیه وسلامت و رفاه کودک که از اهم حقوق اجتماعی اوست مربوط می شود که با کودکان کار هم مربوط است. به موجب این مواد کودک باید از خدمات مراقبتی دولت و خدمات تامین اجتماعی برخوردار باشد و دولت ها باید حداکثر امکانات بهداشتی، تسهیلات درمانی و سطح زندگی مناسب را برای وی فراهم کنند. در این راستا باید جهت کاهش مرگ و میر کودکان، مبارزه با سوء تغذیه، مراقبت های بهداشتی پیشگیرانه و... تلاش نمایند و خلاصه آنکه مراقبت های بهداشتی را قبل و بعد از تولد کودک اعمال واجرا کنند.(مصفا،187،1383)

قانون داخلی نیز تامین این حقوق را بر عهده دولت گذارده است و بر آن تاکید نموده است. از جمله در ماده 1 قانون تشکیلات و وظایف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی این وزارتخانه به عنوان نماینده دولت در اجرای این جنبه حمایتی، عهده دار وظایف زیر گردیده است:

-تامین بهداشت عمومی و ارتقاء سطح آن از طریق اجرای برنامه های بهداشتی به وِیژه در زمینه بهداشت محیط، مبارزه با بیماری ها، بهداشت خانواده و مدارس، آموزش بهداشت عمومی، بهداشت کار و شاغلین با تاکید بر اولویت مراقبت های بهداشتی اولیه به ویژه بهداشت مادران و کودکان با همکاری و هماهنگی دستگاه های ذی ربط

-تشویق و ترغیب افراد خیر و موسسات خصوصی جهت اقدام حمایتی برای کودکان در سنین قبل از دبستان و سالمندان و خانواده ها و افراد بی سرپرست و نیازمند.

4-4-1-تسهیلات برای کارگران زندانی

وفق ماده 22 قواعد حداقل رفتار با زندانیان مصوب 1957 شورای اقتصادی-اجتماعی سازمان ملل متحد:

«هر زندانی کارگر و غیر آن باید حداقل از خدمات یک پزشک حاذق برخوردار باشد. این پزشک باید با روان درمانی نیز آشنا باشد. خدمات پزشکی باید طی روابط تنگاتنگ با اداره عمومی خدمات بهداشتی منطقه یا کشور سازماندهی شود. این خدمات باید شامل بخش روان درمانی برای تشخیص و در صورت لزوم معالجه ناهنجاریهای روانی باشد

همچنین مطابق ماده 2-22  سند مذکور:

«برای بیمارانی که به مراقبت های ویژه نیاز دارند، باید امکان انتقال آنان به زندان های تخصصی و یا بیمارستان های مهم تری پیش بینی شود. زمانی که معالجات در داخل زندان صورت می گیرد، زندان باید مجهز به ابزار آلات و فرآورده های دارویی باشد، تا امکان مراقبت و معالجه برای زندانیان بیمار فراهم آید و پرسنل پزشکی نیز باید مهارت حرفه ای لازم را کسب کرده باشد

مطابق فقره 3 ماده مذکور:

«هر زندانی باید از مراقبت های یک پزشک حاذق برخوردار شود

در ماده 9 مجموعه اصول اساسی مرتبط به معالجه زندانیان مقرر شده است:

«زندانیان باید خدمات بهداشتی موجود در داخل کشور دسترسی داشته باشند، بدون آن که به خاطر وضعیت قضایی خود دچار تبعیض شوند

ماده 1-23 قواعد حداقل رفتار با زندانیان، در خصوص زنان زندانی به نحو خاص مقرر داشته است:

«در موسسات مربوط به زنان امکانات ویژه ای برای کلیه مراقبت ها و معالجات پیش و پس از زایمان فراهم خواهد بود. ترتیباتی به عمل خواهد آمد تا در موارد معین، تولد اطفال بیرون از موسسه، در بیمارستان صورت گیرد. اگر کودکی در زندان به دنیا آمد این امر نباید در گواهی تولد ذکر شود

مطابق ماده 24 قاعده مذکور:

«یک مسئول پزشکی، هر زندانی را بلافاصله پس از پذیرش و نیز پس از آن به دفعات لازمه بازدید و معاینه خواهد کرد و به خصوص هدفش پی بردن به بیماری جسمی و روانی و اتخاذ تدابیر لازمه، همچنین تفکیک زندانیان مشکوک به بیماری های مسری و عفونی با تشخیص نقایص جسمی یا روانی که امکان دارد مانع بازپروری شود و تعیین امکان جسمی هر زندانی برای کار خواهد بود

مطابق ماده 1-44 همان سند:

«هنگام مرگ یا بروز بیماری جدی یا جراحت جدی به زندانیان، یا انتقال آنان به نهاد دیگری جهت معالجه امور روانی، مدیر موسسه بلافاصله مراتب را به همسرش، چنانچه زندانی متاهل باشد، و چنانچه متاهل نباشد، به نزدیک ترین بستگان او و در هر صورت به فردی که قبلا زندانی اعلام کرده است اطلاع خواهد داد

در ماده 1-82 قواعد مذکور در خصوص زندانیان مبتلا به جنون و ناهنجاری های ذهنی آمده است:

«افرادی که جنون آنها محرز می باشد در زندان ها نگهداری نخواهند شد و ترتیباتی به عمل خواهد آمد تا در اولین فرصت ممکن به بیمارستان روانی منتقل شوند

و مطابق ماده 2-82:

«زندانیانی که از سایر ناهنجاری ها و بیماری های ذهنی رنج می برند در موسسات تخصصی توسط تشکیلات مخصوص امور روانی معاینه خواهند شد

همچنین وفق قطعنامه شماره 194/37 مورخ 18 دسامبر 1982 توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد مصوب شده در اصل یکم آن آمده است:

«پرسنل بهداشتی به خصوص پزشکان مسئول مراقبت پزشکی از زندانیان و افراد تحت بازداشت، موظف به تامین آنها از لحاظ بهداشت جسمی و روانی و معالجه بیماری های آنان به همان کیفیت و استاندارد مربوط به افراد غیرزندانی و بازداشت نشده هستند»


ب- سوالات تحقیق

چرا اجرای قوانین و مقررات بین الملل،  نتوانسته به توقف یا کاهش موثر تخلفات در این حوزه منجر گردد؟

علت وجودی قوانین بین الملل در حقوق کار چیست؟

از چه ضمانت اجراهایی می توان در حقوق کار برای تضمین بهتر حقوق کارگر در حقوق بین الملل استفاده کرد؟


متن کامل در لینک زیر :

دانلود پایان نامه

تحولات حقوق بین الملل کار از ابتدا تاکنون-دانلود پایان نامه حقوق

تحولات حقوق بین الملل کار از ابتدا تاکنون-دانلود پایان نامه حقوق

پایان نامه سایت ارشد ها


عنوان کامل پایان نامه :تحولات حقوق بین الملل کار از ابتدا تاکنون

تکه هایی از متن :


 4-2-2-علل وجودی حقوق رفاهی

 سه توجیه برای علل وجودی حقوق رفاهی وجود دارد. این سه عبارتند از توجیه بر مبنای قرارداد اجتماعی، توجیه بر مبنای حقوق طبیعی و توجیه فایده گرایانه. در واقع یکی از شاخه هایی که حقوق پزشکی بدان مربوط می شود حقوق رفاهی است که مجموعه کلی تری از حقوق را برای پیشگیری از آسیب و رنج و بهبود وضعیت حیات انسانی برای بشریت ترسیم می کند. حقوق پزشکی در زیر مجموعه حقوق رفاهی جای می گیرد و البته توجیهاتی برای تبیین و تفسیر معنای آن وجود دارد. از منظر قرارداد اجتماعی به صورت فرضی بین مردم و هیات حاکم قراردادی وجود دارد که رابط بین این دوست و این رابطه هر یک را متعهد به حقوق و تکالیفی می کند. از منظر حقوق طبیعی عقل و فطرت آدمی دستور می دهد که چه چیزی خوب و چه چیز دیگر بد است و بر این اساس بر لزوم و ضرورت وجودی حقوق رفاهی تاکید شده است. اما از منظر فایده گرایانه وجود رنج کمتر و لذت بیشتر توجیه کننده برخورداری انسان از پاره ای از حقوق و تکالیف است و دولت نیز ملزم به ارائه پاره ای از خدمات به شهروندان می باشد. در ذیل به ارائه هر سه تحلیل خواهیم پرداخت.

4-2-2-1-توجیه بر مبنای قرارداد اجتماعی

بحث از قرارداد اجتماعی و تمسک به آن را برای توجیه حق های رفاهی، می توان در دو لایه قرارداد اجتماعی فرضی و قرارداد اجتماعی واقعی ترسیم کرد. در قرارداد اجتماعی فرضی می توان تصور کرد که افراد عاقل گزینش گر در ورای پرده غفلت بر گونه ای قرارداد اجتماعی توافق کرده اند. بر مبنای این توافق عقلانی، آدمیان عاقل، گونه ای از نظام توزیع و باز توزیع ثروت را گزینش می کنند که حداقل های رفاهی را برای افراد نیازمند تامین کند. واضح است که تامین حداقل های رفاهی توسط جامعه در صورت ناتوانی فرد از تامین آن توسط خویش، گزینشی است عقلانی که او در ورای پرده غفلت برای خود و دیگران می طلبد. در لایه قرارداد اجتماعی واقعی، بالطبع اکثریت شهروندان به آن قانون اساسی که مدافع گونه ای دولت رفاهی باشد، رضایت خواهند داد. طبیعی است در این صورت مبنای توجیهی حقوق رفاهی را باید در لایه های زیرین تر که همانا توجیه مشروعیت تصمیم گیری در نظام های دموکراتیک مبنی بر رای اکثریت است جستجو کرد. در حقیقت حق های رفاهی در دولت رفاهی جز با ایجاد برخی محدودیت ها بر حق های دیگران قابل اعمال نخواهد بود.[1]

4-2-2-2-توجیه بر مبنای حقوق طبیعی

حق های رفاهی ماهیتی مطالبه ای دارند و دولت مشروع هم در نظام حقوق بشری دولتی است که در چارچوب قرارداد اجتماعی، حق تضمین سرنوشت سیاسی افراد را به گونه ای نهادینه شده، نمایندگی می کند. بنابراین حق های مطالبه ای، ادعاهایی به نفع خود یا انتخاب هایی، تضمین شده بر ضد دیگران خواهد بود. اقتضای نظریه های اغلب حقوق طبیعی، دولت های حداقلی است که هدف و کارکرد اصلی شان پاسداشت از آزادی و مالکیت در چارچوب یک قرارداد اجتماعی خواهد بود و حال آنکه اقتضای حق های رفاهی، وجود دولت های رفاهی و نه صرفا دولت های ناظر حداقلی است. مراد اصلی نظریه های حقوق طبیعی آن دسته از نظریاتی است که دغدغه اخلاقیت محتوای قواعد حقوقی را دارند و نه آن دسته از نظریاتی که دغدغه شرایط شکلی وضع مقررات را. به هر حال توجیه حق های طبیعی در غالب نظریات آزادی محور حقوق طبیعی چندان آسان نخواهد بود._(سید فاطمی،271،1388)



 


ب- سوالات تحقیق

چرا اجرای قوانین و مقررات بین الملل،  نتوانسته به توقف یا کاهش موثر تخلفات در این حوزه منجر گردد؟

علت وجودی قوانین بین الملل در حقوق کار چیست؟

از چه ضمانت اجراهایی می توان در حقوق کار برای تضمین بهتر حقوق کارگر در حقوق بین الملل استفاده کرد؟


متن کامل در لینک زیر :

دانلود پایان نامه

تحولات حقوق بین الملل کار از ابتدا تاکنون-دانلود پایان نامه حقوق

دانلود پایان نامه حقوق: تحولات حقوق بین الملل کار از ابتدا تاکنون-

پایان نامه سایت ارشد ها


عنوان کامل پایان نامه :تحولات حقوق بین الملل کار از ابتدا تاکنون

تکه هایی از متن :


4-2-برخورداری از حقوق رفاهی

4-2-1-شناخت دولت رفاه

 دولت رفاه شیوه ای که به موجب آن هر جامعه­ای به سازماندهی سیاست های اجتماعی اش بپردازد و مفهومی از اینکه چگونه پاداش ها و تنبیه ها در آن جامعه توزیع می شوند را به دست می دهد. در جوامع امروزی که به سوی تغییر پیش می روند تغییر یاد شده را می توان در تبدیل شدن شهروند به مشتری مورد لحاظ قرار داد اما هر اصطلاح که برای بیان فرآیند توزیع رفاه دولت مورد استفاده قرار گیرد، اصولی را که این فرآیند بر آن تکیه دارد، به واسطه مفاهیمی همچون نیازها و حقوق و عدالت اجتماعی و نقش دولت در فراهم آوردن آن برای شهروندانش تقویت می گردد. مفاهیم نیازها، حقوق و عدالت اجتماعی به اشکال مختلفی پس از پایان جنگ جهانی دوم مطرح شده اند و لذا تحلیل ما از پس از جنگ جهانی آغاز می شود. اصلاحات بوریج[1] که بلافاصله پس از گذشت جنگ جهانی دوم آغاز شد در پی آن بود تا در مقابل پنج عارضه بزرگ اجتماعی یعنی بیماری، رذالت، جهل بیکاری و کمبود نوعی حمایت ایجاد نماید. به باور مارشال اصلاحات یاد شده در حالی که به تقویت قانونگذاری های پیشین در خصوص سیاست اجتماعی می انجامید، حکایت از وجود نوعی پیشرفت در وسعت بخشیدن به سرشت پدیده شهروندی داشت. این وسعت بخشیدن موجب گردید تا حقوق شهروندی از عرصه مدنی و سیاسی به عرصه اجتماعی کشیده شود. به کلامی دیگر چنین پنداشته می شد که عضو تمام و کمال یک اجتماع بودن به معنای داشتن حق زندگی متناسب با یک انسان متمدن بر اساس استانداردهای موجود در آن جامعه بود(نصرتی،29،1387)

کلید این گسترش حوزه شهروندی تا عرصه اجتماعی، ارائه یک نظام سودمند بیمه ای در مورد زنان و کودکان بود. این مسئله به گسترش حوزه شهروندی تا عرصه اجتماعی یاد شده منجر می شد زیرا اجرای چنین نظامی موجب می شد تا اندیشه وجود یک قرارداد میان فرد و دولت، جامه عمل بپوشاند. به بیانی ساده تر در حالی که شما به عنوان یک شهروند، هزینه ای را به نظام یاد شده پرداخت می کنید، در عوض دولت نیز ضمانت هایی را برای شما در نظر می گیرد(صفاری،96،1389)

با این همه بنیان قراردادی اصلاحات، پس از جنگ به شکلی خودکار، شامل همه شهروندان نمی شد و همواره مفهومی از استحقاق کمتر در دل خود داشت. به بیانی دیگر اگر افراد هزینه ای را به نظام پرداخت نمی کردند، استحقاق کمتری برای برخورداری از پاداش های آنان داشتند. از نگاه عملیاتی این مسئله به معنای قرار گرفتن در مقابل نظامی بود که ابزارها را مورد آزمون قرار می داد . بنابراین پیشنهادهای بوریج، همواره آنانی را که استحقاق نداشتند، حذف می کرد. بدین ترتیب از برخی جهات، این بسته تقنینی به تقویت تمایز تاریخی همواره موجود میان فقیران مستحق و فقیران غیر مستحق انجامید، تمایزی که نه تنها قوانین مربوط به تامین اجتماعی بلکه اندیشیدن در درون نظام عدالت کیفری را نیز در بر  می گرفت.

اثر این طرح برای اولین بار در کشور انگلستان خود را نشان داد. شکل گیری هیات جبران آسیب های جنایی آخرین آجر ساختمان دولت رفاه بود که باید با اصول بوریج در دوره پس از جنگ در جای خود محکم می شد. این شیوه از اندیشیدن در خصوص رابطه میان شهروندان و دولت تا دهه 1970 رایج بود . در این دیدگاه، شهروندان دارای حقوق اجتماعی بودند و دولت نیز تعهد داشت تا این حقوق را برای آنان فراهم آورد تا از این طریق، قرارداد میان شهروندان و دولت به اجرا درآمده باشد.

 



[1] بوریج طرحی بود که توسط فردی به همین نام پیش از وقوع جنگ جهانی دوم در انگلیس در راستای حمایت از سازوکارهای تامین اجتماعی ارائه و پس از خاتمه این جنگ مورد استقبال فراوان کشورهای آمریکایی و اروپایی قرار گرفت.


ب- سوالات تحقیق

چرا اجرای قوانین و مقررات بین الملل،  نتوانسته به توقف یا کاهش موثر تخلفات در این حوزه منجر گردد؟

علت وجودی قوانین بین الملل در حقوق کار چیست؟

از چه ضمانت اجراهایی می توان در حقوق کار برای تضمین بهتر حقوق کارگر در حقوق بین الملل استفاده کرد؟


متن کامل در لینک زیر :

دانلود پایان نامه

تحولات حقوق بین الملل کار از ابتدا تاکنون-دانلود پایان نامه حقوق

دانلود پایان نامه حقوق: تحولات حقوق بین الملل کار از ابتدا تاکنون-

پایان نامه سایت ارشد ها


عنوان کامل پایان نامه :تحولات حقوق بین الملل کار از ابتدا تاکنون

تکه هایی از متن :


4-1-8-حق مشارکت کارگران در تعیین شرایط کار و مدیریت شرکت به طور جمعی

یکی از مهمترین راه های پذیرفته شدن نقش فعال کارگران در کارگاه شناسایی حق مشارکت یا نظارت آنها در اداره کارگاه می باشد. حق مشارکت کارگران در تعیین شرایط کار و مدیریت شرکت به طور جمعی به معنی حق هر کارگر در تعیین شرایط کار و مدیریت شرکت از راه نمایندگان خود به طور جمعی می باشد. حقوق و آزادیهای کارگران در شرکت مدت مدیدی به ویژه به واسطه وجود مقررات داخلی شرکت و قدرت انضباطی کارفرما محدود شده بود. این وضعیت به مرور زمان با پیش بینی نمایندگان کارگران و نمایندگان سندیکا و امکان داشتن بخش سندیکایی در شرکت بهبود یافت.(صفری،38،1388)

 در میان منابع بین المللی مصوبه شماره 45/94 جامعه اروپا مصوب 22 دسامبر 1994 درباره ایجاد کمیته اروپایی شرکت یا ایجاد آیینی در شرکتهای در سطح جامعه اروپا به منظور اطلاع و مراجعه کارگران حق مشارکت کارگران را به رسمیت شناخته است. ماده 28 منشور حقوق بنیادین اتحادیه اروپا زیرعنوان همبستگی مقرر می دارد:

«کارگران، کارفرمایان و نهادهای ذی ربط آنها مطابق با حقوق اروپا، قوانین و رویه های ملی حق مذاکره، حق فعالیت های جمعی و انعقاد پیمان های دست جمعی در سطوح مربوط را دارند...»


ب- سوالات تحقیق

چرا اجرای قوانین و مقررات بین الملل،  نتوانسته به توقف یا کاهش موثر تخلفات در این حوزه منجر گردد؟

علت وجودی قوانین بین الملل در حقوق کار چیست؟

از چه ضمانت اجراهایی می توان در حقوق کار برای تضمین بهتر حقوق کارگر در حقوق بین الملل استفاده کرد؟


متن کامل در لینک زیر :

دانلود پایان نامه

تحولات حقوق بین الملل کار از ابتدا تاکنون-دانلود پایان نامه حقوق

پایان نامه حقوق: تحولات حقوق بین الملل کار از ابتدا تاکنون-

پایان نامه سایت ارشد ها


عنوان کامل پایان نامه :تحولات حقوق بین الملل کار از ابتدا تاکنون

تکه هایی از متن :


4-4-2-حق بر داشتن بیمه

کار در کارگاه غالبا با ایراد ضرر و زیان بر کارگر همراه است. علاوه بر خسارت هایی که به صورت مستقیم به دلیل کار در کارگاه تحمیل می گردد، پاره ای از خسارت ها مانند مخارج درمانی و زیان های ناشی از از کارافتادگی مواردی رودروست. بخش دیگری از خسارت ها به کارگران همچون ضایعات ناشی از جریحه دار شدن عواطف و احساسات فاقد نمود عینی و مادی است. این دسته از خسارت ها که در شمار خسارت های غیر مادی تلقی می گردد، کارگران را متاثر ساخته، آثار ناخوشایندی بر زندگی وی دارد و گاه در تمام لحظات حیات، بسان کابوسی وحشتناک بر زندگی کارگر سایه می افکند. از این رهگذر توقع جامعه، افکار عمومی و کارگران به شیوه ها و راهکارهایی است که اگر قادر نیست در همه موارد موقعیت کارگررا به حالت اول بازگرداند، دست کم با همه امکانات بهره گیری از سازوکارهای موجود در ترمیم نسبی خسارت های وارد شده، همت گمارد و احساسات، نیازها و موقعیت کارگر را در مراحل مختلف دریابد.(مبرقعی،20،1383)

تحقیقات چند دهه اخیر نشان می دهد که مفهوم حمایت از کارگر نسبت به گذشته بسیار توسعه یافته است. با این توضیح که پاسخ هایی که علیه پدیده مجرمانه اعمال می شود از محدوده کیفری محض فراتر رفته و تنها نشات یافته از نظام های کیفری نیست. از این پس سایر نظام های حقوقی نیز هر یک بر ضد پدیده مجرمانه پاسخ های ویژه خود را ارائه می دهند. اینجاست که نظام های حقوق اداری، مدنی، انضباطی، مالیاتی و نیز بیمه ای وارد عمل می شوند و به موازات آن نیز جامعه مدنی به روش های مختلف به مبارزه با پدیده مجرمانه می پردازد. واقعیت این است که توانایی و کارایی دستگاه عدالت کیفری نیز در حوزه مفاهیمی مانند جبران، تسکین، درمان رنج ها و تسکین عواطف کارگران بسیار محدود است. از این رهگذر چگونگی طرح حقوق بیمه و تحقق جایگزینی ابزار و شیوه های مبتنی بر تفکر و منطق بیمه ای به جای روش های دیگر باید به این سوال پاسخ داده شود که در قبال محدودیت ها و کاستی های مالی دولت و خیریه به جای دو ابزار جایگزین جبران خسارت های وارد بر قربانیان جرایم راه حل جدید و قابل اجرا چیست؟

پاسخ صریح و قاطع نگارنده، ارائه طرح بهره گیری از قابلیت های متنوع بیمه و وجود سازمان یافته بیمه ای است که می تواند به عنوان منبع جایگزین توانمندی از سیاست جنایی پشتیبانی کند و کمبود های پیشین در زمینه جبران خسارت های وارد بر کارگران را تا حدود قابل توجهی مرتفع سازد. منابع بیمه ای می توانند با هدایت و سازماندهی قانونگذاران و متولیان سیاست جنایی و صنعت بیمه ای برای تشکیل صندوق هایی که کاربرد حمایتی آن در مسیر جبران خسارت های وارد بر کارگران است گام بردارند. علاوه بر آن جبران خسارت های معنوی می تواند توسط مددکار اجتماعی بیمه ای صورت گیرد. مددکار بیمه ای در مواردی مانند ضرورت التیام روانی و تشکیل آلام قربانیان حوادث اثرات بسیار ارزنده ای بر فرآیند خسارت زدایی از و حمایت از  کارگران به جای می گذارد.

4-4-3-صدور گواهی پزشکی و درمان سریع

صدور چنین گواهی هایی از طریق پزشکان  عمومی و پزشکان خانواده یا کلیه پرسنل مراکز درمانی که کارگران بلافاصله به آنها سپرده شده، وسیله ای مفید در معاضدت قضایی با هدف حمایت از آنان در طی مراحل دادرسی خواهد بود. این گواهی پزشکی که منصرف از گواهی پزشکی قانونی می باشد، شهادتی است که از سوی مقامی صالح که به محض وقوع آسیب یا در فاصله ای کم بعد از آن کتبا صادر شده و کمکی موثر برای کارگر محسوب می شود. پزشکان و بیمارستان هایی که در این مورد نهادینه عمل کرده و پرونده های مربوط به کارگرانرا در آرشیو های خود حفظ می کنند قادر خواهند بود(صفاری،70،1389)

با وجود اقدامات فوق، درمان سریع برای التیام آسیب های جسمی و روحی کارگران، از دیگر وظایف نهادهای مذکور است. این مراکز حتی می توانند دستگاه قضایی را جهت تعیین خسارات وارده و چگونگی ترمیم کامل آسیب های جسمی و روحی کارگران یاری رسانند و همچنین با کمک روان درمان گر ها و متخصصان روانشناسی خود، کارگر را بعد از تجربه مربوط به آسیب در محیط کار از وضعیت بحرانی نجات داده و او را به زندگی عادی بازگردانند. در نهایت این مراکز در راستای اعمال واکنش های اجتماعی صادره از سوی دستگاه قضایی علیه مرتکب، مثل الزام مرتکب به طی دوره های درمانی در طول دوران تعلیق مراقبتی یا آزادی مشروط، دستگاه قضایی را یاری کرده و حتی در راستای دستور میانجیگری کمک هایی را اعمال نمایند(عظیم زاده،225،1384).

 

4-5-حریم خصوصی کار

حق بر حریم خصوصی موضوع بسیاری از اسناد بین المللی جهانی و منطقه ای  نیز می باشد که از جمله مهمترین آنها اعلامیه جهانی حقوق بشر[1]،اعلامیه حقوق بشر اسلامی قاهره[2]،میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی[3] و کنوانسیون اروپایی حقوق بشر[4] می باشد. طبق ماده 12 اعلامیه جهانی حقوق بشر "هیچ‌کس نباید در معرض مداخلهٔ خودسرانه در زندگی شخص، خانواده، خانه یا مکاتبات خود قرار گیرد و یا این‌که شرف و آبروی او مورد تعرض قرار گیرد. هرکس حق دارد که از حمایت قانون در برابر چنین مداخله‌ها و تعرض‌هایی برخوردار گردد" که این ماده اشاره به محترم بودن حریم خصوص افراد دارد و اینکه حریم خصوصی افراد مصون از تعرض استهمچنین می توان به اعلامیه ی حقوق بشر اسلامی ۱۹۹۰ قاهره اشاره کرد که در آن با تأکید بر خلیفة الله بودن انسان، ملاک برتری را تنها تقوا می داند و بر حمایت از زندگی شخص، و حریم خصوصی انسان تأکید می کند.[5]همچنین ماده 17 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی همگام با اعلامیه جهانی حقوق بشر اعلام می دارد:

«1-در زندگی شخصی،خانواده،منزل یا ارتباطات هیچ کس نباید خودسرانه یا غیر قانونی مداخله شود یا آسیب و لطمه غیر قانونی به آبرو یا حیثیت او وارد آید.

2-هر کس در برابر چنین تعرض یا آسیبی حق دارد از حمایت های قانونی برخوردار شود

ماده 8 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر اشعار می دارد:

«1-هر کس نسبت به حریم خصوصی و خانوادگی،منزل،و ارتباطات خود واجد حق است.

2-مقامات دولتی حق هیچ گونه مداخله در اعمال حق مذکور را ندارند مگر مطابق با احکام و قوانین و در صورتی که مداخله آنها در چهارچوب جامعه مردم سالار برای امنیت ملی،سلامت عمومی یا رفاه اقتصادی کشور،پیشگیری از بی نظمی یا جرم،حمایت از بهداشت و اخلاق یا برای حمایت از حقوق و آزادیهای دیگران ضروری باشد

 امروزه حق بر حریم خصوصی در نظام حقوقی کشورهای رومی ژرمنی به تدریج وارد قلمرو قوانین شده است .برای مثال در سال 1995 شورای قانون اساسی در کشور فرانسه حق بر حریم خصوصی را به عنوان حق قانون اساسی یا به عبارت دقیق تر به عنوان اصل قانون اساسی به رسمیت شناخت(رحمدل،70،1384).  در ایران نیز از دیدگاه قانونی به مانند بسیاری از کشورها تعریف صریحی از حریم خصوصی وجود ندارد.حتی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اصل مشخصی که به طور صریح بر این حق تاکید و تصریح داشته باشد وجود ندارد.شاید بتوان اصل 22 قانون اساسی را که مقرر می دارد حیثیت،جان،مال،حقوق،مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند » را گویاترین اصل در حمایت از حریم خصوصی افراد دانست .البته بند نخست ماده 2 طرح حمایت از حریم خصوصی در تعریف حریم خصوصی مقرر داشته استحریم خصوصی قلمروی از زندگی هر شخص است که آن شخص عرفا یا با اعلان قبلی در چهارچوب قانون انتظار دارد تا دیگران بدون رضایت وی به آن وارد نشوند یا بر آن نگاه یا نظارت نکنند و یا به اطلاعات راجع به آن دسترسی نداشته  یا در آن،قلمرو وی را مورد تعرض قرار ندهند.جسم،البسه و اشیاء همراه فرد،اماکن خصوصی و منازل،محل های کار،اطلاعات شخصی و ارتباطات خصوصی با دیگران حریم خصوصی محسوب می شونددر نظام کامن لا پرداخت خسارات تنها اختصاص به تجاوزات فیزیکی به جان و مال افراد تعلق داشت،این حقوق به تدریج گسترش یافته و در حال حاضر حق زندگی بر لذت بردن و حق بر تنها ماندن[6]  و حق آزادی را نیز در بر می گیرد.امروزه گرایش به سوی حمایت از ابعاد روحی و معنوی افراد در کنار حمایت از جسم و اموال مادی آنها،محدوده حقوق تحت کامن لا را توسعه بخشیده به گونه ای که اگرچه حسب اعلام روزنامه تایمز در تاریخ چهارم ژانویه 2002،دادگاه استیناف انگلستان مقرر داشته بود که «در کامن لا مسئولیت مدنی مربوط به نقض حریم خصوصی وجود ندارد»،اما حسب اظهار قاضی القضات سدلی «حقوق انگلستان امروزه حق انسان نسبت به حریم خصوصی را به رسمت می شناسد و در موقع مناسب از آن حمایت می کند.(رحمدل،191،1389) »در مجموع انسانی و اجتماعی بودن حریم خصوصی با عث تحول آن همگام با تحولات اجتماعی در چند قرن اخیر شده است.

در سراسر دنیا کارگران تابع نظارت هایی هستند که از سوی کارفرمایان آنها صورت می گیرد.محل کار،روند کار و مسائل مربوط به مستخدمان و کارگران خود به دلایل مختلفی همچون تامین امنیت اشخاص و اموال موجود در محل کار،رعایت مسائل بهداشتی و ایمنی در محل کار،کنترل کیفیت تولید یا ارائه خدمات مورد نظارت قرار می گیرد و اطلاعات شخصی مستخدمان و کارگران توسط کارفرمایان جمع آوری می شود.در سالهای اخیر در نتیجه تغییر مستمر ساختار و ماهیت محل کار ،انجام نظارت های پنهانی و نقض کننده حریم خصوصی مستخدمان و کارگران بسیار آسان شده است.اکنون نظارت بر کار،رفتار و ارتباطات مستخدمان و کارگران با توسل به ابزراهای تکنولوژیکی و با سهولت و سرعت زیاد امکان پذیر است.فناوری معاصر به اندازه ای قدرتمند شده است که می تواند تمامی ابعاد زندگی کارگران را تحت تاثیر قرار دهد.برای مثال برنامه های نرم افزاری می توانند تعداد ضربه هایی که یک کارمند بر کلید های رایانه می زند را ثبت کنند،تکیه کلام های تلفنی و مقصد مکالمات تلفنی نیز قابل شناسایی است،دوربین های کوچک و نشان های هوشمند تشخصی هویت می توانند رفتار،حرکات و حتی علایق و گرایش های فیزیکی و جسمانی کارگران را تحت نظارت قرار دهند.

4-5-1-مصادیق نقض حق

4-5-2-دخالت روانی(تست آزمایی توسط کارفرما)

برخی از کارفرمایان از آزمایش های روان شناختی یا صداقت برای احراز صلاحیت متقاضیان استخدام استفاده می کنند.این آزمایش ها نوعا متضمن پاسخ سریع به سوالاتی است که برای ارزیابی گرایش ها و علایق متقاضی استخدام طراحی شده است.برخی از دادگاه های آمریکا چنین آزمایش هایی را نقض حریم خصوصی کارگران دانسته اند و برخی دیگر این آزمایش ها را صرفا محدود کرده اند.(انصاری،220،1386)

 در حقوق فرانسه البته تشت آراء به چشم می خورد.شعبه جنایی دیوان عالی کشور در فرانسه ضبط اعمال و رفتار کارمندان به وسیله دوربین مخفی جاسازی شده در دریچه کولر توسط شاکی برای اثبات سرقت و خیانت در امانت کارمندان را نقض حریم خصوصی اشخاص ندانسته است چرا که این عمل شبیه به ضبط تصاویر راجع به خلوت و زندگی خصوصی افراد نیست و حتی به قربانی اجازه داده است تا بدون اطلاع و آگاهی متهم،گفتگوهای تلفنی توهین آمیز او را ضبط و به دادگاه ارائه کند،در حالی که شعبه دوم مدنی دیوان عالی کشور ضبط مکالمه تلفنی خصوصی دیگری را بدون اطلاع طرف مقابل عمل متقلبانه و دلیل اکتسابی را غیر قابل پذیرش دانسته است.(تدین،148،1388)

البته در محیط کار نمی توان قائل به حریم خصوصی برای فرد شبیه آنچه در منزل وجود دارد شد.اما در هر صورت ارزیابی شرایط متقاضی کار باید با حفظ اسرار و حریم خصوصی باشد.برای مثال کارفرمایی که از کارگر خود مسائلی را می داند نباید آن را در هیچ شرایطی مورد سوء استفاده قرار دهد.لازم  است توجه شود که ورود به حریم خصوصی کارگر تنها برای پیشگیری از وقوع جرم در محیط  کار بوده است و حفظ آن از وظایف کارفرماست.در مواردی حتی مسولیت مدنی و کیفری کارفرما برای اهمال در حفظ اسرار مطرح شده است.این امر شاید به مباشرت کارفرما نباشد ولی بر حسب مورد می توان وی  را مسئول دانست.

گاهی از اوقات اطلاعات در شرایطی افشاء می شوند که در آن نوعی تعهد نسبت به حفظ اسرار

وجود داشته باشد و این مسئله در جایی اتفاق می افتد که میان طرفین ماجرا رابطه ای وجود دارد که یک فرد معقول و منطقی را به این نتیجه می رساند که اطلاعات باید پنهان نگاه داشته شوند.چنین رابطه ای نباید از گذشته میان طرفین وجود داشته باشد بلکه اغلب تابع شرایط است.(کری،173،1386)

مستند جرم انگاری افشاء اسرار در نظام حقوقی ایران  ماده 648 قانون مجازات اسلامی است که مقرر می دارد:

«اطباء و جراحان و ماماها و دارو فروشان و کلیه کسانی که به مناسبت شغل یا حرفه خود محرم اسرار می شوند هر گاه در غیر از موارد قانونی اسرار مردم را افشاء کنند به سه ماه و یک روز تا یک سال حبس و یا به یک میلیون و پانصد هزار تا شش میلیون ریال جزای نقدی محکوم خواهد شد.«این ماده ذکری از وکیل و اینکه در چه مرحله یا فرآیند زمانی و مکانی این عمل یعنی افشای اسرار خصوصی را انجام دهد اشاره ای نداشته است.بنابراین به نظر می رسد این تکلیف عام در همه موارد به واسطه سمت و شغل مقرر شده است.

چنانچه گذشت جرم انگاری افشاء اسرار در همه مشاغل تکلیف عامی است که بر عهده صاحبان مشاغل و حرف گذاشته شده است.این مسئله را می توان دنباله مورد قبل دانست.هنگامی که کارفرما در صدد تست آزمایی از کارگر بر می آید در مرحله اول چنانچه توضیح داده شد مسئول مراقبت از اسرار می باشد.در مرحله بعد تکلیف به حفظ اسرار دارد و نم توان وی را مبری از مسئولیت دانست.یعنی در صورتی که به صورت عمدی مبادرت به فاش کردن اسرار نماید بسته به مورد از نظر مدنی و کیفری مسئول خواهد بود.در مورد اول اهمال کاری وی سبب فاش شدن اسرار می شد اما در این مورد به قصد و عمد و همراه با سوء نیت مباردت به فاش کردن اسرار نموده است.

4-5-3-حفظ اسرار کارگر توسط کارفرما

کارفرما نیاز دارد تا درباره فعالیت کارگران خود در حین کار اطلاعاتی داشته باشد تا هم از مسئولیت های که بی احتیاطی و بی مبالاتی کارگران متوجه او می شود جلوگیری کند و هم کارگاهی سالم،کارآمد و مولد داشته باشد.به همین منظور کارفرمایان غالبا خود را مکلف می دانند و گاهی نیز قانون آنان را ملزم می سازد تحقیقاتی درباره برخی جنبه های زندگی شخصی و کاری کارگران خود انجام دهند.این تحقیقات که معمولا با حریم خصوصی کارکنان تعارض پیدا می کند در حوزه های زیر صورت می گیرد:

1-کشف حسن یا سوء سابقه

2-آزمایش اعتیاد به مواد مخدر یا الکل

3-رعایت یا نقض مقررات ایمنی

4-سرقت یا تخریب اموال کارگاه

5-نقض مقررات اخلاقی و قواعد حرفه ای کار

6-صلاحیت و شایستگی کارگران

برخی از این تحقیقات توسط کارفرما ممکن است پیش از استخدام کارگران صورت گیرد و برخ پس از استخدام.اما چنانچه کارفرما در انجام هر یک از تحقیقات مذکور کوتاهی کند ممکن است در قبال اقدامات کارکنان خود مسئول شناخته شود.از سوی دیگر وسواس کارفرما می تواند به نقض حریم خصوصی کارگران منجر شود.از این رو برخی معتقدند کارفرمایان باید قبل از جمع آوری اطلاعات مربوط به اعتبار و شهرت متقاضی استخدامی رضایت آنها را نسبت به انجام تحقیقات کسب کنند و از اطلاعات جمع آوری شده نیز صرفا برای مقاصد استخدامی استفاده نمایند.در واقع داده های مربوط به شهرت افراد در زمره داده های شخصی محسوب می شوند و استفاده از آن خارج از حیطه مقرر شده بدون دلیل است.



[1] Universal Declaration of Human Rights,1948s

[3] International Covenant on Civil and Political Rights,(ICCPR),1966

[4] European Convention on Human Rights1950

 

[5] http://www.iranbar.info/article/civil/455-privacy-policy.html

[6] The right to be let alone 


ب- سوالات تحقیق

چرا اجرای قوانین و مقررات بین الملل،  نتوانسته به توقف یا کاهش موثر تخلفات در این حوزه منجر گردد؟

علت وجودی قوانین بین الملل در حقوق کار چیست؟

از چه ضمانت اجراهایی می توان در حقوق کار برای تضمین بهتر حقوق کارگر در حقوق بین الملل استفاده کرد؟


متن کامل در لینک زیر :

دانلود پایان نامه

تحولات حقوق بین الملل کار از ابتدا تاکنون-دانلود پایان نامه حقوق

gl/l (1089)

gl/l (1089)

نیاز به موفقیت

بعد از نیاز به همبستگی، دومین عاملی که بر شیوه ارتباطی افراد تاثیر می گذارد، نیاز آنان به موفقیت است. نیاز به موفقیت عبارت است از نیاز به نمایش درآوردن شایستگی های خود و به دست آوردن نوعی اعتبار و صلاحیت در پرتو آن. انگیزه نیاز به موفقیت، یک عامل اصلی شکل دهی شخصیت انسان هاست. افراد از نظر میزان نیاز به موفقیت با یکدیگر متفاوتند و این تفاوت به عنوان یکی از مهم ترین عناصر اجزاء شخصیت مطرح است. نیاز به موفقیت هم در سطح فردی و هم گروهی و جمعی مورد بررسی قرار گرفته است. در سطح فردی ، افراد با نیاز به موفقیت بالا، خواهان برتری، رسیدن به معیارهای بالا، چه در کسب و کار و چه در ورزش و چه در حیات علمی خود می باشند. ولی در عین حال، آنان علاقه مند و متوجه عکس العمل ها و پاسخ هایی می باشند که دیگران به آن ها و رفتار آن ها می دهند. سه ویژگی اساسی افراد با نیاز به موفقیت بالا به شرح زیر است:

اول این که آنان می خواهند شخصا مسئول انجام موفقیت آمیز وظایفی که به آنان محول شده است باشند. دوم این که آنان به میزان ملایمی به خطرجویی اعتقاد دارند و به میزان قابل توجهی واقع بینانه هدف های خود را شکل می دهند. چالش در امور، برای آن ها مسئله ای عادی است و از آن پرهیز نمی کنند. سوم این که آنان خواهان بازخور فوری و مشخص انجام امور خود از طرف دیگران می باشند. آن ها می خواهند بدانند که کار را چگونه انجام داده اند و به چه میزان موفق بوده اند. از این رو آنان اغلب به مشاغلی ( مانند فروش) روی می آورند که نتیجه آن ها به سرعت نمایان می شود. این افراد از مشاغلی چون تحقیق وتوسعه روی گردانند، چرا که نتیجه چندان محسوس و ملموس نمی باشد و بسیار با فاصله از انجام عمل حاصل می شود.

از نظر رفتارهای ارتباطی، ویژگی افراد با نیاز بالای به موفقیت، عمدتا با تلاش فراوان در جهت شکل دهی به اعتماد به نفس بالای خود نمایان می شود و این افراد سعی می کنند تسلط خود را به طرف مقابل به منصه ظهور برسانند، در عین این که در همان زمان سعی در جلب توجه دیگران نسبت به خود و رفتارهای خود دارند. آنان در گفت و گوهای دوجانبه یا چند جانبه بیشتر سخن می گویند و کمتر گوش می دهند، به ویژه زمانی که هدفی برای رسیدن مطرح باشد. در آن صورت آن ها کمتر به دیگران مجال سخنگویی می دهند و خود به گونه متکلم وحده عمل می کنند. بین اعتماد به نفس و نیاز به موفقیت رابطه وجود دارد. هر اندازه اعتماد به نفس در کسی تقویت شود می توان امیدوار بود که او نیاز به موفقیت بیشتری خواهد داشت

ضرورت دست یافتن به موفقیت

اکثریت مردم را به طور عموم ، از نظر روانشناسی می توان به دو گروه عمده تقسیم کرد. یکی گروهی که فرصتها آنان را به چالش می خوانند و بر آنند تا کارهای دشوار انجام دهند تا به هدفی خاص دست یابند، این گروه در اقلیت قرار دارند . گروه دیگر که در اکثریت می باشند نیز گروهی است که بی توجه از کنار مسائل می گذرند.

اینک چندین سال است که روانشناسان تلاش می کنند به راز این دو گانگی غریب پر رمز و راز پی ببرند.آیا نیاز به موفقیت (و یا فقدان آن ) در درون فرد اتفاقی است، ارثی بوده ویا نتیجه ی تاثیرات محیطی می باشد؟ آیا صرفاً یک انگیزه ی انسانی قابل تفکیک از انگیزه های دیگر است یا ترکیبی از چندین انگیزه ی مختلف – تمایل کسب قدرت و شهرت ویا تجمع ثروت؟ مهمتر از همه آیا راهی وجود دارد که بتوان چنین تمایلی را در جامعه ویا افرادی که فاقد آن می باشند ، بوجود آورد؟

با وجود آنکه هنوز پاسخ کاملی برای هیچیک از این سوالات در دست نیست اما سالها کارکردن روی این مطالب ، پاسخهایی نسبی برای هریک از سوالات مزبور ویا بینشی نسبت به کل قضیه فراهم آورده است . بی شک یک انگیزه انسانی بخصوص که از سایر انگیزه ها قابل تفکیک باشد وجود دارد ،به نحوی که می توان آنرا در هر گروهی از افراد یافت ویا مورد آزمون قرار داد.

اجازه بدهید مثالی را مطرح کنم . چندین سال قبل بر روی 450 نفر از کار گرانی که در نتیجه ی تعطیلی موقت یک کارخانه در منطقه ی اری پنسیلوانیا ،از کار اخراج شده بودند، مطالعه ای انجام شد. اکثریت این کارگران برای مدتی در خانه ماندند و سپس به اداره ی کاریابی ایالات متحده مراجعه کردند تا ببیند امکان استخدام در کار قبلی خود ویا کارها ی نظیر آن وجود دارد یا خیر. تنها تعداد قلیلی از آنها به گونه ای متفاوت رفتار کردند ، یعنی درست از همان روز که کار خود را از دست دادند ، به شکار کاری جدید رفتند.

آنها به اداره ی کاریابی ایالات متحده و پنسیلوانیا سر زدند. بخش استخدام نیازمندیها ی روزنامه ها را می خواندند ، به کلیسا و اتحادیه ی خود و سازمانهای وابسته ی مختلف سر زدند ، برای فراگیری مهارتهای جدید در دوره های آموزشی شرکت کردند وحتی شهر خود را در جستجوی کار ترک کردند و این در حالی است که اکثریتی که در خانه مانده بودند حاضر نبودند تحت هیچ شرایطی برای بدست آوردن کار اری را ترک گویند. بی شک افراد این اقلیت فعال از انگیزه های کاملاً متفاوتی برخوردار بوده اند . تمامی این افراد از نظر هدف در یک موقعیت قرار داشتند : آنها به کار ، پول، سر پناه ، غذا و امنیت شغلی نیاز داشتند .

اما تنها عده ی اندکی از آنان در بدست آوردن نیازها یشان پیش قدم شده ودر اقدام کردن از خود تهور نشان دادند. چرا؟ اینک روانشناسان پس از سالها تحقیق معتقدند که می توانند بدین سوال پاسخ دهند . آنها نشان داده اند که این افراد از نوع خاصی از انگیزه ی انسانی به مقیاسی بالا برخوردار بوده اند . اجازه بدهید فعلاً این ویژگی فردی را انگیزه ی A بنامیم وبه بررسی سایر ویژگیهای افرادی که انگیزه ی A آنها بیشتر از دیگران است بپردازیم.

فرض کنید این افراد از نظر کاری در موقعیتی قرار دارند که می توانند میزان سختی و دشواری کارشان را خود تعیین کنند . چنین وضعیتی را براحتی می توان در آزمایشگاه روانشناسی ایجاد کرد.،بدین ترتیب که از افراد خواست تا حلقه هایی را از هر فاصله ای که خود می خواهند ،بسوی یک گل میخ پرتاب نمایند.بسیاری از افراد حلقه ها را به طور اتفاقی و بدون محاسبه پرتاب می کنند ، یا بسیار نزدیک می ایستند ویا از گل میخ فاصله ی بسیار می گیرند ، اما افرادی که دارای انگیزه ی A می باشند ، چنین به نظر می رسد که فاصله ی خود را از گل میخ چنان محاسبه می کنند که القا کننده ی حس استادی وتسلط باشد . این افراد تقریباً همیشه در فاصله ای متعادل می ایستند ؛ نه آنقدر نزدیک که کار به نحو مسخره ای آسان به نظر برسد و نه آنقدر دور به نظر برسد ونه آنقدر دور که انجام کار غیر ممکن گردد . هر گاه شانس موفقیت آنها یک به سه باشد ، اهدافی را برای خود تعیین می کنند ، مشکل اما دست یافتنی است. به عبارت دیگر این گونه افراد همواره چالشهایی را برای خود در نظر می گیرند ، وظایفی که آنها را وا می دارد تا خود را تا حدی پیشرفت دهند .

البته آنها هنگامی چنین رفتاری را از خود بروز می دهند که بتوانند از طریق عملکرد شخصی خود ، نتیجه ی کار را تحت تاثیر قرار دهند . آنها به هیچ وجه قمار کردن را ترجیح نمی دهند. فرض کنیم آنها می توانند بین تاس ریزی ونرادی و تلاش در حل یک مساله یکی را انتخاب کنند ، در حالیکه برای هر دو کار زمانی واحد و شانس موفقیت یک به سه دارند .با وجود آنکه فرصت برنده شدن در هر دو مورد یکسان است وتاس ریختن کار ساده تری است اما آنها حل مساله را انتخاب می کنند . آنها بجای آنکه نتیجه ی کار را به دیگران ویا به شانس واگذار کنند ترجیح می دهند خود بر روی مساله کار کنند .

بی شک این گونه افراد به جای پاداش موفقیت ، به نفس موفقیت ها فردی می اندیشند، چراکه از طریق تاس ریختن می توانستند به همان پاداش ها دست یابند .

این مساله نشان دهنده ی ویژگی دیگری است در افرادی که از انگیزه ی A برخوردار می باشند و آن اینکه اینان شرایط کاریی را ترجیح می دهند که در آن صرفاً براساس تلاش خود به بازخور دی قطعی دست یابند . درست همانند یک بازیکن گلف ویا فروشنده نه مانند کاری که یک معلم و مشاور پرسنلی انجام می دهد. یک بازیگر گلف تقریباً همیشه امتیاز خود را می داند و به خوبی می تواند خود رابا رقیب خویش ویا با عملکرد روز ویا هفته ی قبل خود مقایسه نماید. یک معلم هرگز چنین بازخورد قطعیی درباره ی " نحوه انتقال مطلب " به دانش آموزانش در دست ندارد.اما علت چنین رفتاری در برخی از افراد چیست؟ از یک نظر پاسخ این سوال بسیار ساده است . علت آن است که آنان بیشتر وقت خود را به فکر کردن درباره ی این مساله می گذرانند که چگونه کار خود را بهتر انجام دهند . در حقیقت روانشناسان نوعا قدرت انگیزه ی A را با گرفتن نمونه هایی از تفکرات خود به خود افراد ( مانند سر هم کردن یک داستان درباره ی عکسی که به آنان نشان داده می شود .) و شمارش دفعاتی که آنان عملکرد خود را"بهتر" می خوانند ، اندازه گیری می نمایند . این شمارش عینی بوده وحتی امروزه با کمک برنامه ها کامپیوتری مخصوص آنالیز داده ها نیز انجام پذیر می باشد.

آنچه در نتیجه ی این مطالعات به دست می آید چیزی است که از نظر تکنیکی امتیاز نیاز به موفقیت فردی نامیده می شود . درک کردن علت این مساله دشوار نیست که افرادی که دائماً در فکر انجام بهتر کارهایشان هستند ، همواره جستجو به دنبال کار را نیز بهتر انجام می دهند ، اهدافی متعادل و قابل حصول برای خود تعیین می کنند ، از قمار کردن نفرت دارند ( چرا که موفقیت در آن ، آنها را ارضاء نمی کند ) شرایطی را در کار خود ترجیح می دهند که بتوانند خود نیز با آن پیشرفت نمایند. اما اینکه چرا تنها عده ای از مردم ، و نه تمامی آنها ، بدین ترتیب می اندیشند مساله دیگری است . شواهد موجود نشان می دهد که این ویژگیها ارثی نبوده و از بدو تولد با شخص همراه نیست بلکه ناشی از آموزشهای خاصی است که کودکان در خانه و از والدین خود می گیرند . وا لدینی که اهدافی نسبتاً در سطح بالا برای فرزندان شان در نظر می گیرند ، اما با فرزندان شان گرم و صمیمی بوده ، آنها را برای رسیدن به این اهداف تشویق می نمایند .

برخورداری از چنین آگاهی دقیقی درباره ی یکی از انگیزه ها ، ما را در تصحیح ایده ها مختلف ناشی از حس مشترکی که درباره ی انگیزه های انسانی وجود دارد ، یاری می دهد.به عنوان مثال سیاست بیشتر مردم ( و اکثر سیاستهای فعالیتهای تجاری ) بر اساس این ایده ی ساده لوحانه قراردارد که " مردم اگر مجبور باشند " سخت تر کار خواهند کرد . البته در نگاه نخست این ایده کاملاً اشتباه نیست اما می توان گفت که تنها نیمی از آن صحت دارد. مثلاً اکثریت کارگران بی کار شده ی اری به اندازه ی افرادی که از نیاز بالایی به موفقیت برخوردار بودند ،" مجبور بودند " که کاری پیدا کنند ولی برای پیدا کردن کار تلاش خاصی از خود نشان ندادند . و یا باز غالباً مردم چنین می پندارند که هر انگیزه ی قوی به این منجر می شود که فرد کارش را بهتر انجام دهد . بنابراین آیا درست نیست بگوئیم که بیشتر کارگران اری صرفاً " بدون انگیزه " بودند. اما اطلاعات ما درباره ی انگیزه های مختلف انسانی نشان می دهد که افراد مختلف تحت تاثیر یک انگیزه رفتار متفاوتی از خود بروز می دهند. مسئله ، انگیزه دار شدن یا نشدن نیست ، بلکه مساله این است که آیا شخص به سوی هدف A برانگیخته شده یا به سوی B یا C و غیره؟

یک آزمایش ساده مساله را روشن می کند . به افراد مختلفی گفته شد که برای حل یک مشکل می توانند شریکی انتخاب کنند ؛این شریک هم می تواند یک دوست باشد و هم فرد غریبه ای که در حل آن مشکل تخصص دارد. افرادی که از نظر نیاز به موفقیت در سطح بالاتری قرار داشتند فرد متخصص را به عنوان شریک خود برگزیدند. اما آنان که نیاز بیشتری به دوست یابی داشتند دوستان خود را به افراد متخصص ترجیح دادند. مساله اینجاست که گروه دوم بدون انگیزه نبودند بلکه تمایل آنها نسبت به بودن با کسی که وی را دوست می دارند عملاً انگیزه ای است قویتر از تمایل به فائق آمدن بر وظیفه. روانشناسان چنین نیازهایی را مورد مطالعه قرار داده اند. به عنوان نمونه ، نیاز به قدرت غالباً با نیاز به موفقیت اشتباه می شود چراکه هر دو نیاز ممکن است به انجام فعالیتهای " بارز و " چشمگیر " منجر گردد. اما تفاوت کاملاً مشخصی بین آنها وجود دارد . افرادی که نیاز شدیدی به قدرت دارند می خواهند توجه دیگران را به خود جلب کنند ، خود را به دیگران بشناسانند و آنها را در کنترل خود داشته باشند. اینگونه اشخاص زندگی سیاسی فعّال تری دارند و بسیار مایلند که کنترل کانالهای ارتباطی را در دست خود داشته باشند ، هم کانالهای ارتباطی با افراد سطح بالا وهم با مردم عادی ، تا بدین ترتیب مسئولیتهای بیشتر و بیشتری بر عهده بگیرند. افرادی که از نیاز بالائی به قدرت برخوردار می باشند ، مانند آنها که نیاز بالائی به موفقیت دارند، هر روز درپی بهبود کارآیی و عملکرد خود نمی باشند.

بدین ترتیب ، از آنچه تا به حال آموخته ایم نتیجه می گیریم که تمامی افرادی که به موفقیتهای بزرگ دست می یابند لزوماً از نظر نیاز به موفقیت از امتیاز بالائی برخوردار نیستند. به عنوان مثال بسیاری از سیاستمداران برجسته ، ژنرالها و دانشمندان و محققین بزرگ واجد این ویژگی فردی نمی باشند ، چراکه از انگیزه های دیگری برخوردار می باشند . یک ژنرال یا یک سیاستمدار باید به روابط قدرت بیندیشد ، یک محقق باند قادر باشد برای مدتی طولانی و بدون هیچگونه بازخورد مستقیم و سریع زمانهای زیادی را به کار تحقیق بپردازد ، بازخور دی که شخصی با نیاز بالا برای موفقیت بدان نیاز دارد. از طرف دیگر دست اندر کاران فعالیتهای تجاری علی الخصوص فروشندگان و یا افرادی که واقعاً دارای مسولیتهائی می باشند در نیاز به موفقیت از امتیاز بالائی برخوردارند . این مساله حتی در یک کشور کمونیستی مانند لهستان نیز صادق است . مشخصاً در آنجا نیز همانند یک نظام مبتنی بر اقتصاد آزاد ، یک مدیر هنگامی موفق است که دائماً در فکر بهبود بخشیدن به عملکرد ، تعیین اهدافی در حد اعتدال و پیگیری عملکرد خود ویا شرکت خود باشد.

انگیزش و نیمه ی واقعیت ها

از آنجا که مطالعات دقیق نشان داده اند ، ایده های نشات گرفته از حس مشترک درباره ی انگیزه ها، در بهترین شکل خود تنها تا حدی درست( نیمه واقعیت ) می باشند . بنابراین می توان نتیجه گرفت که نمی توان به آنچه مردم درباره ی انگیزه های خود می گویند اعتماد کرد. چرا که از هر چیز گذشته ، آنها ایده ی خود را درباره ی انگیزه شان از حس مشترک میان مردم می گیرند .بنابراین یک ژنرال ممکن است خود را علاقه مند به کسب موفقیت قلمداد کند ( چراکه عملاً به موفقیت هایی دست یافته است ) و یا یکی از همان اکثریت بی کار در اری ممکن است ادعا کند که به شدت درپی کار می باشد. ( چراکه به نیاز خود واقف است)

اما یک بررسی دقیق درباره ی آنچه که هریک از این افراد بدان می اندیشد و درباره ی اینکه چگونه اوقات خود را سپری می کند ممکن است نشان دهد که آنها به مسائلی کاملاً متفاوت می اندیشند. مشخص کردن وجود نیاز به موفقیت ویا انگیزه های دیگری از این قبیل تکنیکهای اندازه گیری خاصی را طلب می کند. بنابراین آنچه مردم می پندارند و می گویند ارتباط چندانی با این انگیزه های " پنهان " ندارد، انگیزه هایی که به نظر می رسد بیش از دیدگاههای سیاسی ، مذهبی و یا اجتماعی شخص " شیوه ی زندگی " وی را تحت تاثیر قرار می دهد.

بدین ترتیب ، این نیاز به موفقیت است که از میان مدیران ویا رهبران کارگری ، دمکرات ها و یا جمهوری خواهان ، کاتولیک ها ویا پروتستان ها هواداران سرمایه داری یا کمونیستها، عده ی خاصی را به مردان بهتر و پیشرو تبدیل می نماید.

هر کجا که مردم تفکر از نقطه نظر نیاز به موفقیت را آغاز کنند ، همه چیز تغییر خواهد کرد.افرادی که از این نظر در مرتبه ی بالا تری قرار داشته باشند هم از حقوق بیشتری برخوردار بوده وهم با سرعت بیشتری ترفیع خواهند یافت چراکه فعالانه در جستجوی یافتن راهی بهتر برای انجام کارشان می باشند. شرکتهایی که از تعداد زیادی از این افراد برخوردار باشند نیز سریعتر رشد خواهند کرد.

در مقایسه ای میان دو شرکت مکزیکی معلوم شد که به جز یک نفر ، تمامی مدیران سطح بالای شرکتی که از رشدی سریع برخوردار بود نسبت به مدیران شرکت دیگری که رشد کندی داشت ، از نظر نیاز به موفقیت ، امتیاز بالاتری داشتند. بنابراین نرخ رشد کشورهائی که از تعداد زیادی از این شرکتهای سریع ارشد برخوردار باشند بالاتر از حد میانگین خواهد بود .به نظر می رسد که این مساله دلیلی است بر اینکه چرا مفاهیم مربوطه به نیاز به موفقیت در ادبیات مردمی ( از قبیل آواز های مردمی و یا داستانهای کتابهای درسی کودکان) تا حد زیادی با نرخ رشد اقتصاد ملی در ارتباط می باشد.از نقطه نظر اقتصادی ملتی که همواره به انجام بهتر وظائفش می اندیشد .(آنگونه که در ادبیات مردمی آنها منعکس است)عملاً آنها را خیلی بهتر انجام خواهد داد . مطالعات کمی دقیق نشان داده اند این مساله در یونان باستان ، در انگلستان قرون وسطی ، در انگلستان میان سالهای 1400 تا 1800 ونیز در سایر ملل معاصر صادق بوده است ،چه ملل سرمایه داری ،چه کمونیست ،چه توسعه یافته وچه عقب مانده.

به عنوان مثال دو داستان زیر را باهم مقایسه کنید . کدامیک نیاز بیشتری به موفقیت را در بر دارد؟کدام یک ذهنیتی را منعکس می کند که بر طبق آن باید برای بهبود آنچه هست جد و جهد کرد؟ داستان اول (برای خواننده ی سال چهارم):

" هرگز مدیون هیچکس نباشید _این دنیا یک تمثیل است.همسران ،کودکان ، اسبها و گاوها همگی اسباب دلبستگی به سرنوشت می باشند . اینها زود گذر هستند و هر یک پس از انجام نقش خود در زندگی ما از بین می روند. بنابراین ما نباید به دنبال ثروتهایی که دائم و همیشگی نیستند باشیم. عاقلانه این است که در زندگی خود به هیچ چیز وابسته نشده و تنها به خداوند بیندیشیم . نباید زندگی را مشکل گرفت چراکه مگر نه این است که این زمانی است برای پایان یافتن گله شکایتها ؟

بنابراین بهتر است که زندگی توام با آگاهی بر واقعیت مسائل باشد . خود را در پیچدگیهای زندگی خانوادگی اسیر نکنید. "

داستان دوم (برای خواننده ی سال چهارم ): " دوست دارم چگونه یاد بگیرم _

مرا به یک دبیرستان فنی فرستاده بودند ،منهم از فرط خوشحالی گریه می کردم. البته یادگیری خیلی آسان نیست . در ابتدا من نمی توانستم آنچه را که معلم درس می داد بفهمم. همیشه بر روی ورق های امتحانی من قلم قرمز کشیده می شد .پسری که در کنار من می نشست دانش آموزی بود بسیار علاقه مند بسیار موفق.هنگامی که متوجه ناتوانی من در حل مسائلم شد پیشنهاد کرد که راه حل آنها را به من بگوید .من باید با استدلال خود یاد می گرفتم. ورقه ی او را پس دادم و گفتم که باید خودم این کار را انجام دهم . گاهی اوقات تا نیمه شب روی مساله کار می کردم . اگر نمی توانستم آن را به پایان برسانم صبح زود روز بعد مجدّداً به کار می پرداختم . همچنان از تعداد خطوط قرمز روی ورقه هایم کاسته می شد . من بر مشکلاتم غالب می شدم ونمراتم بالا می رفت. بالاخره فارغ التحصیل شدم و به کالج رفتم ."

اکثریت خوانندگان ،حتی بدون دانشی نسبت به سیستم کد گذاری موفقیت ، با این نکته موافقند که داستان دوم توجه بیشتری به پیشرفت دارد . داستان اول داستانی است از دانش آموزی معاصر در یکی از مدارس دولتی هندوستان. در حقیقت داستان دوم از کیفیتی به نام Horatio Alger برخوردار است . کیفیتی که از نسلها پیش در نوشته های بسیاری از دانش آموزان McGuffy نمایان بوده است.

این کیفیت امروزه در متون درسی چین کمونیست هم به چشم می خورد .بنابراین نباید تعجب کرد که کشوری چون چین کمونیست که در اندیشه ی پیشرفت است ، دیرگاهی است که از نظر سطح تولید از کشوری مانند هندوستان که به نظر می رسد بیشتر به سرنوشت و تقدیر اعتقاد دارد ،پیشی جسته است.

دقت به سطح نیازبه موفقیت و انجام کاری دراین مورد توسط دولتمردان از اهمیت فراوانی برخوردار است. علی الخصوص اگر کشورازنظر اقتصادی عقب مانده باشد . به عنوان مثال بریتانیا را در نظر بگیرید . این کشور در حدود یک نسل قبل (حدود سال 1925) در میان 25 کشوری که خوانندگان متون کودکان آنها از نظر نیاز به موفقیت مورد امتیاز بندی قرار گرفتند ، مقام پنجم را بدست آورد.از اقتصاد خوبی نیز برخوردار بود . تا سال 1950 انگلستان در میان 39 کشور از مقام پنجم به مقام بیست هفتم نزول کرد-بسیار پایین تر از متوسط جهانی – و لذا امروز رهبران این کشورها نتایج سخت اقتصادی این از دست دادن روحیه ی تهور پیشدستی را احساس می نمایند.

اقتصاد و نیاز به موفقیت

اگر روانشناسان قادرند سطح نیاز به موفقیت را در افراد و ملتها کشف نمایند، بویژه قبل از اینکه آثار آنها فراگیر شود، آیا نمی توان از این آگاهی ها جهت تغذیه و تقویت توسعه ی اقتصادی کشورها استفاده نمود؟

بی شک صرفاً کشف و تشخیص بیماری کافی نیست . مثلاً چه فایده ای دارد که به بریتانیا ( و یا هندوستان در مثال قبلی ) گفته شود که به سطح بالاتری از نیاز به موفقیت ویا روحیه ی تهور پیشدستی نیاز دارند ؟ در اکثر این قبیل موارد ، ناظران هشیار محلی خود به وجود چنین نیازهایی واقف می باشند. البته احتمالاً ایشان دیرتر از روانشناسی که بر میزان نیاز به موفقیت تمرکز می نمایند، به این واقعیت پی می برند. آنچه در واقع مورد نیاز است عبارت است از روشی برای توسعه ی نیاز به موفقیت در میان افراد ویا ملتها.

روانشناسان گروه تحقیقاتی من د دانشگاه هاروارد حدوداً از سال 1960 مشغول انجام آزمایشات بر روی روشهایی بوده اند که به منظور دست یابی به این هدف طراحی شده اند . این روشها عمدتاً در میان دست اندرکاران فعالیتهای تجاری مورد آزمایش قرار گرفته است چرا که کار این گونه افراد به گونه ای است که به ویژگیهای رفتاری اشخاصی نیاز دارد که از سطح بالایی از نیاز به موفقیت برخوردار می باشند. در ابتدا ما واقعاً نسبت به احتمال موفقیت خود تردید داشتیم . این تردید تا به حدی بدان علت بود که ما نیز همانند سایر روانشناسان آمریکایی تحت تاثیر این دیدگاه بودیم که انگیزه های اصلی هر فرد در دوران کودکی وی پایه گذاری می شود به طوریکه بعدها نمی توان تغییری اساسی درآن ایجاد کرد . علت دیگر در تردید مزبور آن بود که بسیاری از مطالعات به عمل آمده در روان درمانی تمرکزی و مشاوره های پزشکی نشان داده اند که تاثیرات شخصیتی در درازمدت بسیار مختصر می باشد ، اگر اساساً چنین تاثیراتی وجود داشته باشند . از سوی دیگر ما از سوی آماتور ها و غیر متخصصین مورد تشویق قرار گرفته بودیم : علاقه مندانی چون دیل کارنگی ،ایدئولوژی کمونیست ویا کمیسیونهای کلیسا ، یعنی افرادی که بر این باور بودند که توانسته اند در مردم بالغ تغییراتی ایجاد کنند و واقعاً هم بنظر می رسد که در این کار موفق بوده اند.به هر صورت ما در دوره های آموزشی کوتاه مدتی (بین 7 تا 10 روز) تحت عنوان "Total Push " جهت افزایش سطح نیاز دست اندرکاران فعالیتهای تجاری به موفقیت ،برای آنها ترتیب دادیم.

چهار هدف اصلی

در بیانی کلی این دوره ها چهار هدف اصلی را دنبال می کردند : 1- آموزش چگونگی فکر کردن،مذاکره کردن ،عمل کردن به شرکت کنند گان همانند افرادی که از سطح بالائی از نیاز به موفقیت برخوردارند . روشهای مورد آموزش براساس آگاهی های به دست آمده از حدود 17 سال تحقیق می باشد . به عنوان نمونه این افراد یاد می گرفتند که چگونه داستانهایی بسازند که در آن نیاز بالائی

به موفقیت به چشم بخورد (به عبارت دیگر چگونه با در نظر گرفتن عامل نیاز به موفقیت بیاندیشند )، چگونه در یک بازی پرتاب حلقه (وحتی در زندگی) برای خود اهدافی در حد اعتدال تعیین نمایند . 2- این دوره ها شرکت کنند گان را برمی انگیختند تا برای کار خود اهدافی برتر ، اما کاملاً واقعی و برنامه ریزی شده تعیین نمایند به نحوی که طی دوسال قابل حصول باشد. آنگاه هر شش ماه یک بار ، وضعیت کاری آنها را به همراهی خودشان بررسی می کردیم تا میزان پیشرفت شان را بیابیم. 3- همچنین در این دوره ها با استفاده از برخی روشها آگاهیهای درمورد شرکت کنند گان به خود آنها داده می شود. به عنوان نمونه آنها خود می توانستند ببیند که در بازی پرتاب حلقه نسبت به دیگران رفتاری کاملاً متفاوت از خود نشان می دهند-برای تحقیق بیشتر –مطمئن نیستیم ،اما هیچ شانسی هم در بدبینی نسبت به نتیجه ی این تلاشها نداشته ایم و می خواستیم از هر روشی که تصور می رفت بتواند تغییری در افراد ایجاد کند ،استفاده نمائیم.افرادی که در این دوره مورد آموزش قرارگرفتند عبارت بودند از مدیران اجرایی یک شرکت بزرگ آمریکائی و چند شرکت مکزیکی ، پسران ناموفق یک دبیرستان دست اندرکاران فعالیتهای تجاری در هندوستان ، درشهربمبئی و شهری کوچک به نام کاکی نادا در ایالت آندرا پرادش.به جز یک مورد ،مورد مکزیکی ها، در تمامی موارد دیگر این امکان وجود داشت که حدوداً 2 سال بعد ، به صورت آماری نشان داد که شرکت کنند گان در این دوره در مقایسه با افرادی که این دوره را نگذرانده ویا در سایر دوره های مدیریتی شرکت جسته اند ،از عملکرد بهتری برخوردار بوده اند( درآمد زایی بیشتری داشته اند ، سریعتر ارتقا یافته اند و حوزه ی فعالیتهای خود را با سرعت بیشتری وسعت بخشیده اند )

برای مثال به نتایج کاکی نادا توجه نمائید . دردوسال قبل از شرکت در این دوره 9 نفر از افراد، تقریباً 18درصد از شرکت کنند گان در کار خود تهور "غیرعادی "

از خود بروز داده بودند.طی 18ماه پس از دوره ،25 نفر از افراد ،یعنی تقریباً 50 درصد به طور غیر عادی فعال بودند .و البته این مساله به علت رواج بازار در هندوستان نبوده است.اطلاعات به دست آمده از شهر دیگری در چهل پنج مایلی محل دوره نشانگر وجود افرادی است که قبل از برگزاری دوره ی مزبور درکاکی نادا فعال بوده اند،یعنی حدود 20 درصد. صاحب یک مغازه ی کوچک رادیو فروشی ،یک تاسیسات شیمیایی را راه اندازی کرد، یک بانکداربه قدری در دادن وام های بازرگانی موفق بود که به شعبه ی بسیار بزرگتر در شهر کلکته انتقال یافت، رهبر سیاسی محلی به هدف خود دست یافت ( هدفی که طی دوره برای خود تعیین کرده بود) ؛اینکه دولت فدرال را وا دارد تا اسکله را عمیقتر نمایند و آن را به یک بندر چهار فصل تبدیل نمایند؛نقشه ها از تاسیس یک آسیاب فولادی گردان فاصله ی بسیاری داشت. تمامی اینها بدون تزریق بودجه ای از خارج اتفاق افتاد.

در واقع تنها هزینه ها به چهار دوره ی ده روزه و همچنین دیدارها ی تکمیلی مختصری که هر شش ماه یکبار انجام می شد ،مربوط می گشت . در شهری که راکد و غیر متهوّر محسوب می شد ، این افراد بر سرمایه ی خویش افزوده وبا اتکا بر منابع خود صنعت و اقتصاد شهر رابه تحرک وا داشتند.

به نظر می رسد که توان چنین روشی برای توسعه ی انگیزه کسب موفقیت بسیار فراوان بوده و کاربردهای ی بارزی در کمک به کشورهای توسعه نیافته ویا " جیب های فقیر " در ایالات متحده جهت تحرک سریع اقتصادی دربردارد . حتی برای فعالیتهای تجاری ای که به چرخش و جهت گیری متهوّرانه تری به سوی رشد و توسعه نیاز دارند نیز از پتانسیل بالائی برخوردارمی باشد.

این روش حتی می تواند در بالا بردن سطح نیاز به موفقیت در کشورهای کم درآمد نیز مفید باشد.به عنوان نمونه اطلاعات موجود نشان می دهد که سیاهپوستان آمریکائی طبقه ی پائین از سطح پائینی ازنیازبه موفقیت برخوردارمی باشند. تعجبی هم ندارد . جامعه به طور سیستماتیک آنها را ترسانیده و جلوی جد جهّد آنها برای موفقیت را سد کرده است. ولی با درهم شکستن موانع حرکت صعودی ،

لازم است انگیزه های جدیدی را برای ایشان به وجود آورد ، انگیزه هایی که باعث می شود تا ازفرصتهای جدید استفاده نمایند.

واکنشهای افراطی

اما به این نکته باید توجه نمود ؛ هر گاه من درباره ی این تحقیق وپتانسیلهای فراوان صحبت می کنم ، مخاطبین واکنشهای افراطی متضادی از خود بروز می دهند ؛یا همچنان شکّاک باقی مانده وبر سر این موضوع بحث می کنند که انگیزه ها را نمی توان واقعاً تغییر داد ، اینکه ما جامعه ی خیالی روانشناسان را براند ام دیل کا رنگی می پوشانیم ، ویا اینکه برای حل مشکلات مربوط به انگیزه در منطقه ی خود ،پاسخهای مکاتبه ای سریعی را طلب می کنند که طی آنها دوره های مزبور به دقت شرح داده می شود. هر دو عکس العمل غیر منطقی است . آنچه من در این چند صفحه کاغذ توضیح داده ام نتیجه ی 20 سال تلاشهای تحقیقاتی بردبارانه وصد ها هزار دلار هزینه ی پایه ی این تحقیقات بوده است. آنچه باقی مانده عبارت است از مبالغی بیشتر و زمانی طولانی تر جهت تبدیل یک ایده ی وعده بخش به ابزاری عملی گسترده تر.

نیاز به تشویق

به عنوان مثال باید گفت که ما هنوز نمی دانیم چگونه سطح نیاز به موفقیت را در گروه های کم درآمد بالا ببریم. ما در نخستین تلاش خود بدین نتیجه پی بردیم که نمرات فرزندان طبقه ی متوسط طی یک دوره ی دو ساله افزایش ثابتی داشته است.درحالی که فرزندان طبقات پایین تر پس از گذشت یک سال پیشرفتهایی از خود نشان می دادند. اما پس از آن مجددا به وضعیت اولیه که از متوسط پایینی برخوردار بود ،بازگشت می کردند. (شکل 1)اما چرا؟ به نظر ما این بدان علت است که آنان دوباره به محیطی بازمی گشتند که درآن نه والدین و نه دوستان هیچ یک آنها را به سوی موفقیت ویا حرکتهای صعودی تشویق نمی کردند.

به عبارت دیگر اگرجامعه ای که فرد درآن زندگی می کند هیچگونه حمایتی از تلاشهای وی به عمل نیاورد ، صرف تغییر انگیزه های فردی به هیچ وجه کفایت نمی کند . سیا هانی تلاش می کنند از محله های پست به بیرون راه پیدا کنند معمولاً با این مشکل مواجه می شوند ؛مواجه با شک تردید ،چه در خانه و چه در محل کار،بنابراین حتی اگر سطح نیاز به موفقیت را در خود افزایش دهند ،باز

با موانعی که (21)بر سر راه موفقیت شان قرار دارد به جایگاه نخستین شان نزول خواهند کرد.ما نه تنها باید راه بالا بردن نیاز به موفقیت رابیاموزیم ،بلکه باید روشهائی بیابیم تا مردم را راهنمائی کنیم که چگونه نیازمزبوررا اداره کنند ،تا محیط مطلوبی خلق کنیم که درآن بتوان نیاز به موفقیت را بارور ساخت.

هم اینک بسیاری از این روشهای آموزشی در مرحله ی آزمون پیشاهنگ می باشند و تکمیل کردن آنها بودجه وز مان می طلبد .اما جامعه باید به شدت درزمینه ی تکمیل این روشها سرمایه گذاری نماید چراکه از پتانسیل های فراوانی در بهبود وضعیت انسان برخوردارمی باشند.

منبع: www.karafariny.com

راه‌های رسیدن به موفقیت

روشی کاملاً مؤثر در برنامه‌ریزی

خواستن توانستن است.

من باید موفق بشوم.

من باید درستکار باشم.

من باید تصمیم اساسی برای موفق شدن بگیرم.

من باید خوب درس بخوانم.

من باید با معدل خوب قبول شوم.

من باید تلاش کنم.

من باید موانع موفقیت را بردارم.

من باید، باید، باید…

راستی راه رسیدن به موفقیت چیست؟

از اساسی‌ترین و اصلی‌ترین شرایط موفقیت یک انسان در زندگی فردی و اجتماعی داشتن قدرت «مدیریت خود» است. انسان موفق، ریشه همه موفقیت‌ها را در درون خود جست‌وجو می‌کند.

منشأ تمام پیروزی‌ها در وجود ماست. انسانی که نگاه مثبت و فعال در زندگی دارد خواهان کار، کوشش و تلاش است و برای خود برنامه دارد.

انسان موفق، زمام زمان را به دست داشته و بهترین بهره را از آن می‌برد. انسان موفق شکست‌ها و عقب افتادن‌های خود را با بهانه‌های پوچ توجیه نمی‌کند.

کشیدن پا روی زمین، حرکت بدون انرژی، چشم‌های خسته و بی‌حال و گاهی خواب‌آلود، غرغر کردن و بد و بی‌راه گفتن به زمین و زمان، پوشیدن لباس‌هایی که همواره اعتراض به دنبال دارد و ظاهری که نشان از بی‌ نشاطی است، تأخیر در کارها، اعتراضات و… نشان دهنده نداشتن مدیریت خود و زمان است. مدیریت به معنای اداره کردن، برنامه‌ریزی و حرکت در چارچوب آن برنامه به سوی هدف است.

استفاده مناسب از امکانات تحت اختیار برای پیشرفت، و هر چیز را در حیطه نفوذ و تحت تأثیر خود، در جای و محل شایسته

و بایسته خود نهادن است. مدیریت زمان به معنای برنامه‌ریزی کردن، جای دادن هر چیز به جای خود در حوزه زمان و تلاش در جهت رسیدن به هدف است. برنامه‌ریزی یعنی در هر ساعت و هر دقیقه از روز چه کاری را باید انجام داد تا حرکت ما به سوی هدف شتاب داشته باشد. کسی که برنامه دارد هستی خویش را معنی بخشیده است. می‌داند که ضعف‌ها و قوت‌هایش چیست، برای رفع موانع و کمبودها و نداشتن‌های خود برنامه دارد. همین‌طور برای تقویت داشتن‌ها و توانایی‌ها تلاش می‌کند. برنامه‌ریزی تلاش هدفمند و دقیقی برای تکامل خود است. مدیریت زندگی خود در گرو مدیریت زمان است.

چگونه می‌توان برای خود برنامه‌ریزی کرد؟

باید تشخیص داد که در حال حاضر چگونه زندگی می‌کنم، یعنی لیست کارها و زمان آن‌ها را آن طوری که باید تهیه کنم. یک هفته تمام کارهای روزمره را یادداشت می‌کنم.

یادداشت‌ها را بررسی می‌کنم و کارهایی که از روی بی‌هدفی بوده و ضرورتی برای زندگی من ندارد را مشخص می‌نمایم، خصوصاً اموری که برای تلف کردن وقت است.

برای هفته دوم با توجه به شرایط زندگی و برنامه‌های از پیش‌ تعیین شده و مفید، تعیین می‌کنم که می‌خواهم چه تغییراتی را در زندگی خویش ایجاد کنم و هدفم از این تغییرات باید بهبود وضعیت قبلی و یا کیفیت بهتر باشد.

در مرحله بعد پیش‌بینی می‌کنم که باید چه تغییراتی را ایجاد کنم آن‌ها را لیست می‌کنم، به عبارتی با توجه به هدفم خواسته‌هایم را از خودم مشخص می‌کنم، مثلاً می‌خواهم پایه درس ریاضی‌ام بهتر شود و یا تغییر مثبتی در اخلاقم ایجاد شود، تمام خواسته‌ها را مشخص و میزان آن را معلوم می‌کنم.

در این مرحله برای هفته سوم بر اساس خواسته‌هایم برای خود برنامه‌ریزی می‌کنم، و قبل از آن خواسته‌ها را تعدیل می‌کنم، با زبان ساده‌تر از کم شروع می‌کنم و کم‌کم سعی می‌کنم به خواسته‌های حقیقی خود برسم. اکثر کسانی که نمی‌توانند به برنامه خود عمل کنند کسانی هستند که از همان ابتدا برنامه سنگینی برای خود تدارک می‌بینند و چون در عمل احساس ناتوانی می‌کنند از برنامه داشتن منصرف می‌شوند و تا دو هفته این برنامه را ادامه می‌دهم. در این مرحله زمان را مشخص نمی‌کنم و فقط کارهای خوب و پیش‌بینی‌های خود را بین روزهای هفته تقسیم می‌کنم، مثلاً روز شنبه باید یک ساعت ادبیات و یک‌ونیم ساعت زبان انگلیسی و دو ساعت ریاضی بخوانم و برای روزهای دیگر هفته با توجه به شرایطم مقدار زمانی و یا مقدار درسی که باید خوب بفهمم را معین می‌کنم.

برنامه‌ را به اجرا می‌گذارم. هر شب قبل از خواب بر کارهای خود نظارت کرده و در مقابل خواسته‌های روزانه‌ام، میزان عملکرد خود را مشخص می‌کنم، مثلاً در مثال قبلی، قبل از خواب روز شنبه بررسی می‌کنم که چه قدر ادبیات یا زبان و یا…

خوانده‌ام. ممکن است درس ادبیات نیاز به چهل و پنج دقیقه مطالعه باشد و درس زبان نیاز به دو ساعت و همین‌طور برای کارهای دیگر، آن چه انجام داده‌ام را صادقانه و با دقت یادداشت می‌کنم.

در پایان هفته عملکرد خود را جمع‌بندی کرده با هدف و خواسته‌هایم و پیش‌بینی ابتدای هفته مقایسه می‌کنم. هدفم از این کار داشتن برنامه است و عادت‌کردن به برنامه داشتن.

در مرحله بعد خواسته‌های دقیق‌تر و واقع‌بینانه‌تری را پیش‌بینی نموده و هفته بعد را مصمم‌تر به برنامه‌ام عمل می‌کنم. این عملکرد را بررسی کرده اگر در پایان هفته از آن نسبتاً راضی بوده‌ام و احساس خوبی از عمل کردن به آن داشتم برنامه را صرفاً برای عادت شدن ادامه می‌دهم و اگر راضی نبودم سعی می‌کنم برنامه هفته بعد را واقع‌بینانه‌تر در نظر بگیرم تا به رضایت نسبی برسم. حالا من دیگر برنامه‌ دارم می‌خواهم وضعیت خود را بهبود بخشم. بهتر است کم کم خواسته‌های پیش‌بینی شده ابتدای هر هفته را متناسب هدفم کنم تا به هدف برسم.

می‌دانم که از برنامه داشتن مهم‌تر عمل کردن به آن است. بر خود نظارت دقیق می‌کنم، اهدافم را می‌نویسم و در جایی که مدام جلوی نظرم باشد قرار می‌دهم، خودم خودم را تشویق می‌کنم، از خدا مدد می‌خواهم، از اعضای خانواده می‌خواهم قبل از برنامه‌ریزی جمعی در خانه برنامه من را هم در نظر داشته باشند.

حالا که چهار هفته است با برنامه عمل می‌کنم با توجه به توانم دو نکته دیگر را وارد برنامه‌ام می‌کنم؛ اول خواسته‌هایی که برای بهترشدن دارم، یعنی کم‌کم برنامه‌ام را سنگین‌تر و خواسته‌های بیشتری را از خود طلب می‌کنم. مسلماً اکنون قادر خواهم بود کمی به خودم سختی هم بدهم. دوم عنصر زمان را هم باید در برنامه‌هایم بیاورم، مثلاً مشخص کنم که از ساعت پنج تا پنج وچهل و پنج دقیقه به مطالعه و یادگیری عربی می‌پردازم و حداقل سه هفته این برنامه را ادامه داده و هر تغییری که باعث بهبود شرایط من می‌شود ایجاد می‌کنم.

اکنون من موفق شده‌ام که به بهترین شکل ممکن برای خود برنامه‌ریزی درسی انجام دهم و به آن عمل کنم. احساس رضایتی که به من دست داده را نمی‌توانم وصف کنم. از خدا بابت این توفیق شاکرم.

این زمانی است که می‌توانم از خود انتظار داشته باشم که نه تنها برای درس بلکه برای بهترین شدن‌ها در زندگی برنامه‌ داشته باشم، برای مطالعات غیر درسی‌ام، دیدن فیلم و نشستن پای کامپیوتر و ارتباط با دوستانم، همه حساب شده است. برنامه‌ اوقات فراغتم برنامه خودسازی است نه… دیگر بی‌هدف در خیابان‌ها پرسه نمی‌زنم، همین طوری با تلفن حرف نمی‌زنم، کنار کامپیوتر و…

حالا حتی تفریح و سرگرمی من هم برای تقویت قوای ذهنی و نشاط روحی‌ام است و توسط خودم انتخاب می‌شود و برای همه کارهایم با فکر انتخاب می‌کنم که چه کنم؟

من می‌توانم سر رشته زندگی خویش را در دست بگیرم. من می‌دانم تنها راه موفقیت اول خودشناسی و بعد بر اساس آن خودسازی است و داشتن برنامه و عمل کردن به آن و نظارت و کنترل خود یعنی قدر‌تمند شدن و پیروز شدن بر تمام موانع راهم. موفقیت من دلیلش: لطف خدا، محبت و همراهی و یاری خانواده‌ام و معلمانم و همراهی دوستان خوب و عاقلم، اراده، تلاش، پشتکار، مصمم و امید به آینده و امید به موفقیت است.

حداقل شرط لازم برای موفقیت…

حداقل شرط لازم برای موفقیت در هر زمینه‌ای یادگیری مداوم است.

همیشه کارهای خود را بنویسید و آن‌ها را طبقه‌بندی کنید؛ سپس از مهم‌ترین آن‌ها شروع کنید.

از سلامت جسمانی خود به بهترین نحو مراقبت کنید. نیرو و نشاط برای موفقیت و خوشبختی ضروری است. در مورد تعیین هدف‌های خود قاطعیت داشته باشید، اما در مورد روش دستیابی به آن‌ها انعطاف‌پذیر باشید.

برای رسیدن به هر یک از هدف‌های خود مهلتی تعیین کنید.

آنچه بیش از هر چیز با موفقیت و خوشبختی همسویی دارد خوشبینی است.

هر موقعیتی را می‌توان مثبت تلقی کرد، به شرط آن که آن را به عنوان فرصتی برای رشد و پیشرفت در نظر بگیریم.

اگر در هر شخص و در هر شرایطی به دنبال نقاط مثبت باشید، تقریباً همیشه آن را پیدا خواهید کرد.

وقتی خدا بخواهد برای شما هدیه‌ای بفرستد آن را در مشکلی می‌پیچد. هر چه مشکل بزرگ‌تر باشد، هدیه هم بزرگ‌تر است!

هر وقت احساس ترس کردید، شجاعت را با «شجاعانه عمل کردن» در خود پرورش دهید.

کلید موفقیت در این است که هدف خود را تعیین کنید و آن گاه طوری عمل کنید که گویی امکان شکست وجود ندارد و همین‌طور هم خواهد شد.

هر تجربه‌ای را به یک تجربه آموزنده بدل کنید. در هر ناامیدی و شکستی، به دنبال درس با ارزش باشید.


راهبری نوشته‌ها

دانلود پایان نامه ارشد روانشناسی بررسی رابطه عشق و بهزیستی روان شناختی با رضایت مندی اززندگی زناشویی

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه :بررسی رابطه عشق و بهزیستی روان شناختی با رضایت مندی از زندگی زناشویی

نظریه خودشکوفایی مازلو :

خودشکوفایی نیاز غریزی انسان‌ برای استفاده حداکثر از همه قابلیت‌ها و استعدادهایش، تلاش برای شکوفا کردن همه پتانسیل‌ها و تبدیل شدن به بهترین چیزی که امکان بودنش را دارد است. به اعتقاد مازلو مرحله نهایی تکامل روان شناسی یک فرد وقتی رخ می‌دهد که او از لحاظ برآورده شدن نیازهای پایه‌اش (طبقه‌های یک تا چهار) احساس امنیت و آرامش کند. در چنین وضعیتی، او تمرکز خود را بر شکوفا کردن استعدادهای نهفته‌اش برای تبدیل شدن به یک انسان موثر، خلاق، پخته و دارای بینش خواهد گذاشت. مازلو متوجه شده بود افراد خودشکوفا که از لحاظ توسعه روانی کامل‌ترین هستند در بسیاری از زمینه‌ها دارای خصوصیات شخصیتی مشترک هستند. این افراد: واقعیت‌ها و حقایق جهان (و خودشان) را می‌پذیرند (به جای انکار یا فرار از آن ها). درک شفاف و واضح‌تری از واقعیت‌ها دارند و راحت‌تر با آن ها کنار می‌آیند. آن ها تجربه‌ها، اشخاص یا اشیاء را بهتر ارزیابی می‌کنند و به خوبی می‌توانند پدیده‌های تقلبی، مزورانه یا فریبا را تشخیص دهند. در افکار و رفتارهایشان راحت و سبک‌بال هستند و فی‌البداهه تصمیم می‌گیرند یا می‌اندیشند. چندان دنباله‌رو قواعد مرسوم نیستند ولی آن ها را نادیده نیز نمی‌گیرند. ممکن است بر اساس رسم و قاعده یا عرف عمل کنند، اما هرگز اجازه نمی‌دهند عرف یا رسومات مانع از دسترسی آن ها از چیزی که مهم یا اساسی تلقی می‌کنند شود. آن ها به هیچ‌عنوان از بیرون تشویق نمی‌شوند و انگیزه‌ها و نیروی محرکه آن ها کاملا درونی است. به شدت خلاق و دارای تخیل قوی هستند. این خلاقیت لزوما تخصصی یا ویژه نیست بلکه خلاقیتی است که معمولا در همه افراد وجود دارد ولی در اثر قید و بندهای فرهنگی و عرفی خفه شده است.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

  • آیا بین عشق و رضایت از زندگی زناشویی رابطه وجود دارد ؟
  • آیا بین بهزیستی روان شناختی و رضایت از زندگی زناشویی رابطه وجود دارد ؟

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان : بررسی رابطه عشق و بهزیستی روان شناختی با رضایت مندی از زندگی زناشویی

بررسی رابطه عشق و بهزیستی روان شناختی با رضایت مندی از زندگی زناشویی:پایان نامه روانشناسی

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه :بررسی رابطه عشق و بهزیستی روان شناختی با رضایت مندی از زندگی زناشویی

۲-۱-۳- عشق :

اگر چه تعریف دقیق کلمه «عشق» کار بسیار سختی است و مستلزم بحث‌های طولانی و دقیق است، اما جنبه‌های گوناگون آن را می توان از طریق بررسی چیزهایی که «عشق» یا «عاشقانه» نیستند تشریح کرد. عشق به عنوان یک احساس مثبت (و شکل بسیار قوی «دوست داشتن») معمولا درنقطه مقابل تنفر (یا بی احساسی محض) قرار می گیرد و در صورتی که درآن عامل میل جنسی کم رنگ باشد و یک شکل خالص و محض رابطه رمانتیک را متضمن باشد، با کلمه شهوت قابل قیاس است؛ عشق در صورتی که یک رابطه بین فرد ودیگر افراد را توصیف کند که درآن زمزمه‌های رمانتیک زیادی وجود دارد در مقابل دوستی و رفاقت قرار می گیرد ؛ با وجود آن که در برخی از تعاریف «عشق» بر وجود رابطه دوستانه بین دو نفر در بافت‌های خاص تاکید دارد(عابدین زاده و تقی نیا، ۱۳۷۷).

«عشق» در معنای عام خود بیشتر به وجود رابطه دوستانه بین دونفر دلالت دارد. عشق معمولا نوعی توجه واهمیت دادن به یک شخص یا شی است که حتی گاهی این عشق محدود به خود نمی شود (مفهوم خودشیفتگی) با این وجود در مورد مفهوم عشق نظرات متفاوتی وجود دارد. عده‌ای وجود عشق را نفی می کنند. عده‌ای هم آن را یک مفهوم انتزاعی جدید می‌دانند و تاریخ «ورود» این واژه به زبان انسان ها و در واقع اختراع آن را طی قرون وسطی یا اندکی پس از آن می‌دانند که این نظر با گنجینه باستانی موجود در زمینه عشق و شاعری در تضاد است. عده دیگری هم می‌گویند که عشق وجود دارد و یک مفهوم انتزاعی هم نیست، اما نمی توان آن را تعریف کرد و در واقع کمیتی معنوی و متافیزیک است. برخی از روان شناسان اعتقاد دارند که عشق عمل به عاریه سپردن «مرزهای خودی» یا «حب نفس » به دیگران است. عده‌ای هم سعی دارند عشق را از طریق جلوه‌های آن در زندگی امروزی تعریف نمایند(نوری و همکاران، ۱۳۸۵).

سوالات یا اهداف پایان نامه :

  • آیا بین عشق و رضایت از زندگی زناشویی رابطه وجود دارد ؟
  • آیا بین بهزیستی روان شناختی و رضایت از زندگی زناشویی رابطه وجود دارد ؟

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان : بررسی رابطه عشق و بهزیستی روان شناختی با رضایت مندی از زندگی زناشویی

دانلود پایان نامه با موضوع:بررسی رابطه عشق و بهزیستی روان شناختی با رضایت مندی از زندگی زناشویی

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه :بررسی رابطه عشق و بهزیستی روان شناختی با رضایت مندی از زندگی زناشویی

۲-۱-۳-۱- تقسیم بندی انواع عشق :

     اروس[۱]: عشق شهوانی – عـشق بـه زیبایی – فاقد منطق – عشق فیزیکی که به واسطه جذابیت و کشش های جسمانی و یا ابراز آن به طور فیزیکی نمایان می گردد -همان عشق در نگاه اول – با شدت آغاز شده و به سرعت فروکش می کند.

لودوس[۲]: عـشق تـفننی – ایـن عشـق بـیـشتـر مـتعلق به دوران نوجوانی می باشد – عشق های رمانتیک زودگذر – لودوس ابراز ظاهری عشق می باشد – کـثرت گرا نسبت به شریک عشقی – به اصطلاح فرد را تا لب چشمه برده و تشنه بازمی گرداند -رابطه دراز مدت بعید به نظر می رسد.

فیلو[۳]: عشق بـرادرانـه – عـشـقـی کـه مبتنی بر پیوند مشترک می باشد -عـشقی کـه بـر پـایـه وحـدت و هـمـکاری بـوده و هـدف آن دسـت یـابی بـه منافع مشترک می باشد.

استورگ[۴]: عشق دوستانه – وابسته به احترام و نگرانی نسبت به منافع مـتقابل – در این عشق همنشینی و همدمی بیشتر نمایان می باشـد – صـمـیـمـانـه و متعهد- رابطه دراز مدت است – پایدار و بادوام – فقدان شهوت.

پراگما[۵]: عشق منطقی – این مختص افرادی است که نگران این موضوع می باشند که آیا فرد مقابلشان در آینده پدر یا مادر خوبی برای فرزندان شان خواهند شد؟ عشقی که مبتنی بر منافع و دورنمای مشترک می باشـد – پای بند بـه اصـول مـنـطـق و خردگرا می باشد – همبستگی برای اهداف و منافع مشترک.

[۱] Eros

[۲] Ludus

[۳] Philo

[۴] Storge

[۵] Pragma

سوالات یا اهداف پایان نامه :

  • آیا بین عشق و رضایت از زندگی زناشویی رابطه وجود دارد ؟
  • آیا بین بهزیستی روان شناختی و رضایت از زندگی زناشویی رابطه وجود دارد ؟

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان : بررسی رابطه عشق و بهزیستی روان شناختی با رضایت مندی از زندگی زناشویی

پایان نامه ارشد درباره:بررسی رابطه عشق و بهزیستی روان شناختی با رضایت مندی از زندگی زناشویی

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه :بررسی رابطه عشق و بهزیستی روان شناختی با رضایت مندی از زندگی زناشویی

– نظریه های عشق :

عشق از جمله پدیده هایی است که بسیار با تمایلات روحی وروانی انسان آمیخته است و انسان هرچه را که نتوانسته، در روابط عشق گونه جا داده است. در جامعه شناسی، عشق نیز چون سایر پدیده های اجتماعی به صورت علمی مورد شناسایی وکنکاش قرار می گیرد و نگاه رویاگونه بشری از آن زدوده می شود. در واقع “عشق” در جامعه شناسی آن ارتباط اجتماعی است که در همان حال که چهره وقیافه ی دیگری، شور و هیجان برمی انگیزد، عقل به همگونی شخصیت ها، مهر تایید زند و ضرورت التزام فراهم سازی شرایط مطلوب برای رشد طرفین، در آن ارتباط احساسی جریان یابد( نویدنیا، ۱۳۸۱ ).

عشق از دیدگاه اریک فروم :

عشق از دیدگاه اریک فروم این روان شناس وجامعه شناس بزرگ آلمانی جایگاه بسیار والایی دارد . او عشق را نیروی فعال بشری می داند . نیرویی که موانع بین انسان ها را می شکند و آن ها را به هم پیوند می دهد و باعث چیرگی انسان بر احساس جدایی و انزوا می شود و در عین حال به او این امکان را می دهد که خودش وهم سازی شخصیتش را حفظ کند . عاشق ومعشوق یکی می شوند ودر عین حال از هم جدا می مانند . در دید گاه او عشق چهار صفت اساسی دارد :

  • دلسوزی : ( رغبت جدی به زندگی وپرورش آن چه بدان مهر می ورزیم ).
  • احساس مسؤولیت: ( پاسخ آدمی به احتیاجات انسان، دیگر خواه بیان شده باشد یا بیان نشده باشد در واقع یعنی توانایی وآمادگی برای پاسخ گفتن ).
  • احترام: ( توانایی درک طرف مقابل آن چنان که هست و علاقه به این که دیگری آن طور که هست رشد کرده و شکوفا شود ).

سوالات یا اهداف پایان نامه :

  • آیا بین عشق و رضایت از زندگی زناشویی رابطه وجود دارد ؟
  • آیا بین بهزیستی روان شناختی و رضایت از زندگی زناشویی رابطه وجود دارد ؟

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان : بررسی رابطه عشق و بهزیستی روان شناختی با رضایت مندی از زندگی زناشویی

۱ ۲ ۳ . . . ۲۱ ۲۲ ۲۳
درباره من
پایان نامه های کارشناسی ارشد خرید و فروش و معاوضه پایان نامه آرشیو پایان نامه مجموعه کامل پایان نامه دسترسی متن کامل پایان نامه های ایران داک (گنج)رشته حسابداری مدیریت دولتی بازرگانی مالی منابع انسانی زنجیره تامین حقوق جزا جرم شناسی بین الملل خصوصی عمومی برق قدرت مواد نساجی هنر هوافضا مقاله isi فناوری اطلاعات علوم ارتباطات معماری و شهرسازی برنامه ریزی شهری ریاضی زیست شناسی کشاورزی تربیت بدنی بازاریابی گرافیک پژوهش هنر تبدیل انرژی مشاوره ساخت و تولید صنایع غذایی رایگان پروژه تحقیق پژوهش مقاله پلیمر سمینار
Designed By Erfan Powered by Bayan